#


چگونه از کودکان مراقبت کنیم؟

30 اردیبهشت 1398 بدون نظر 119 بازدید

چگونه از کودکان مراقبت کنیم؟

No votes yet.
Please wait...

راههای گوناگون

چه کسانی می توانند از نظر مهربانی ، راهنمایی درست ، آمادگی برای پاسخگویی و تشویق و زمینه سازی برای موفقیتهای کودکان ، جای والدین را بگیرند ؟ بهترین شکل نگهداری کودکان آن است که ، پدر و مادر با برنامه ریزی و همکاری با یکدیگر ، زمان کار و فراغت را طوری با ظرافت تنظیم کنند که بتوانند به شکل نوینی از فرزند مراقبت نمایند . کارگران صنعتی نوبت کار،دانشجویان دانشگاه ، آموزگاران ، هنرمندان ، نویسندگان و حرفه های مشابه ، می توانند از این برنامه استفاده کنند. همچنین پرستاران ، پزشکان ، مددکاران و برخی حرفه های دیگر که می توانند در ساعتهای غیر اداری فعالیت کنند نیز ، امکان بهره گیری از این برنامه را دارند . در ساعتهایی که پدر یا مادر در خانه حضور ندارند ، می توان از افراد مناسبی یاری گرفت.

راه دیگر آن است که پدر و مادر ، تا ۲ یا ۳ سالگی که فرزندشان برای رفتن به مهد کودک آماده می شود ، به شکل نیمه وقت کار کنند.

خویشاوندان نزدیک ، می توانند پرستاری دلخواه باشند اما ، یافتن افرادی که پذیرای چنین مسئولیت سنگینی باشند ، به ویژه با توجه به اختلافهای فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی پدر بزرگها و مادر بزرگها با فرزندان ، بسیار دشوار است.

استخدام پرستار بچه نیز می تواند به پدر و مادر شاغل کمک کند . در این حالت، پرستار باید تا حد امکان همانند والدین مهربان و علاقه مند به پاسخگویی باشد و کودکان را به موقع تحت کنترل قرار دهد ، انتخاب پرستار بچه باید با دقت و مطالعه کافی صورت گیرد.

نگهداری کودکان

مهدکودک خانوادگی یا محله

یکی از شیوه های مناسب و گاه ارزان نگهداری کودکان ، تشکیل و استفاده از مهد کودک خانوادگی یا محله است. در این حالت، خانوادهای حاضر می شود در ازای دریافت مبلغی پول ، از چند کودک نگهداری کند ، هرمحله با اعضای فامیل می توانند از این روش استفاده کنند . نگهداری کودکان می اند به شکل نوینی نیز صورت گیرد و هریک یا چند روز، یکی از والدین کودکان از همه اطفال مراقبت نماید . تشکیل مهد کودکهای خانوادگی یا محلهای باید با توجه به امکانات ، شرایط و نیازهای مشترک پدران و مادران و کودکان صورت گیرد.

مشخصه های پرستار بچه برای نگهداری کودکان

مهم ترین جنبه شخصیتی جانشین والدین در مراقبت از کودک ، خلق و خوی است . پرستار بچه باید مهربان ، راحت ، حساس ، دارای اعتماد به نفس و درک نسبت به کودکان باشد . او باید کودکان را دوست بدارد و از بودن با آنان لذت ببرد ، بدون آن که وسایل ناراحتی آنها را فراهم سازد . او باید بتواند بدون عیب جویی و نق زدن دایم، با سختگیری ، کودکان را مهار کند. به عبارت دیگر، او باید بتواند با شادی از کودکان پرستاری کند و حضور فرزند ، در مصاحبه استخدامی پرستار کودک ، کمک موثری به شما خواهد کرد شما می توانید به او بگویید که چگونه می توان به جای حرف ، پاسخ عملی بهتری به کودک داد. از گزینش افراد کم حوصله ، عیبجو و سرزنش کننده ، خرده گیر و بهانه جو و خشک و خشن و بدون ذوق و نظریه پرداز، پرهیز کنید.

اشتباه بسیاری از والدین این است که ابتدا فردی با تجربه را جستجو کنند . این طبیعی است که آنها احساس کنند به راحتی می توانند فرزندشان را در اختیار شخصی قرار دهند که می داند چگونه با دل درد یا سرماخوردگی کودک کنار بیاید . اما بیماری یا حادثه ، بخش کوچکی از زندگی کودک را تشکیل می دهد. تجربه همراه با شخصیت درست با ارزش است و در غیر این صورت اهمیت ناچیزی دارد :. دقت و پاکیزگی ، اندکی از تجربه ارزشمند تر است.

برخی والدین به سطح تحصیلی پرستار کودک ، توجه زیادی نشان می دهند، ولی من تصور می کنم که این عامل ، در مقایسه با سایر مشخصه ها ، به ویژه برای نگهداری کودکان خردسال ، دارای اهمیت کمتری است . با این حال آموزش پذیری نقش مهمی در این گزینش دارد و باید میان این عامل و ” سطح سواد ” ومیزان تحصیل افراد ، تفاوت قایل شد ، اگر پرستار کودک ، با مادر بزرگ ، یکی از بچه ها را عزیز می دارد و دیگری را تحقیر می کند ( کوچک شمردن دختر در جوامع سنتی و برعکس) و یا تبعیض آشکار میان کودکان ، امنیت را از آنان می گیرد و آسیب روانی زیادی به آنان وارد می سازد ، بهتر است از نگهداری کودکان دست بردارد.

تعویض پرستار بچه باید به تدریج و زمانی صورت گیرد که فرد مناسب تری را پیدا کرد ماید . برخی پرستاران اظهار می کنند که بیشتر از والدین از نگهداری کودکان آگاهی دارند که این حالت طبیعی است و به ندرت اصلاح می شود . از سوی دیگر والدین هم ممکن است با مشاهده دلبستگی کودکان به پرستار ، حسادنی ناآگاهانه از خود نشان دهند که دور از واقع بینی است.

مهم ترین پرسش این است که آیا پرستار و والدین می توانند نسبت به یکدیگر صداقت داشته باشند ، به نظر ها و انتقاد های هم گوش بدهند ، خطوط ارتباط با هم را باز نگاه دارند ، نقطه نظرهای مفید یکدیگر را با احترام به اجرا درآورند و در مورد آنچه به سود کودک تمام می شود ، توجه و همکاری لازم را به کار گیرند؟

مراقبت از کودک ۳ ساله و بالاتر

برخی کودکان بین ۲ تا ۳ سالگی ، برای خروج از منزل و زندگی در گروههای دیگری جز خانواده ، استقلال کافی بدست می آورند و از آن لذت می برند.

کودکان، بعد از ۶ و به ویژه ۸ سالگی ، در جستجوی لذت استقلال ، بیشتر به خارج از منزل و به بزرگسالان ( به ویژه به آموزگاران برجسته) و دوستان دلخواه توجه نشان می دهند. آنها در این حالت ، نیاز فراوانی به حمایت صمیمانه بزرگسالان ندارند. با این حال همواره باید احساس کنند که به جایی ( خانه و خانواده) تعلق دارند ، اگر چه گاه آن را از یاد ببرند . در این مرحله تا بازگشت. پدر یا مادر به خانه، یکی از همسایگان می تواند از کودک مراقبت کند ، مراکز بازی و تفریح سالم نیز، به ویژه برای فرزندان افراد شاغل، محل مناسبی برای نگهداری کودکان بعد از مدرسه به حساب می آید.

خطر لوس شدن

پدران و مادران شاغل ممکن است بخواهند کمبود و احساس گناه خود را ، از نبودن در کنار فرزند با سیلی از اسباب بازی و مواد خوراکی مورد علاقه کودک جبران کنند و بدون توجه به عوارض این رفتار ، به همه خواستهایش پاسخ مثبت بدهند و نگهداری کودکان را به این روش انجام دهند . در این حالت ، کودک درخواسته ایش را حریصانه افزایش می دهد و پس از مدتی هردو طرف از این رفتار احساس ناراحتی می کنند و رفتار منطقی و عاقلانه والدین و برقراری تعادل در پاسخگویی به خواستهای کودک و باعث می شود که پدر و مادر و فرزند ، از همان لحظه های کوتاهی که در کنار هم بسر می برند، احساس شادی و لذت کنند.

کمرویی در راهنمایی کودکان

تعداد اندکی از والدین به ویژه پدران ، از راهنمایی کودکان خجالت می کشند و این وظیفه را به همسرشان واگذار می کنند . آنها گاه نمی خواهند مثل پدرانشان ، باعث رنجیدگی خاطر فرزندان شوند . آنها می خواهند به جای آموزگار ، یک رفیق باشند . کودکان از داشتن رابطه دوستانه با والدین لذت می برند. اما، آنها دوستان زیادی دارند و می خواهند در عین حفظ رابطه دوستانه با والدین ، مثل یک پدر یا مادر با آنها عمل شود.

وقتی پدر یا مادری در نشان دادن قاطعیت ، شرمساری یا بی میلی نشان می دهد ، کودکان – به ویژه فرزند همجنس – همانند درخت مو که تکیه گاه و محوری ندارد، احساس به هرز رفتن و خودرویی می کند.

و وقتی والدین از نشان دادن قاطعیت در اجرای برنامهای مشخص ، دچار ترس وتردید می شوند ، کودکان پیاپی عهدشکنی ها را آزمون می کنند و مقررات و محدودیت ها را زیربا می گذارند و زندگی را چنان بر پدر و مادر و خود دشوار می سازند که والدین را خرد کند و در این حالت ، والدین شرمنده و آماده تسلیم می شوند.

پدری که از رهبری دوری می کند ، به ناچار همسرش را برای اجرای این وظیفه تعیین می نماید . در بسیاری از موارد مشابه ، پدر موفق نمی شود با همسرش روابطی مشترک در سرپرستی کودکان ایجاد کند . کودکان می دانند که بزرگسالان از رفتار نادرست آتان و عصبانی می شوند . کودکان وقتی با پدری سروکار دارند که وانمود می کند در جریان امور قرار ندارد ، احساس ناراحتی می کنند و بررسیهای بالینی نشان داده اند که کودکان از این گونه پدران بیشتر می ترسند تا از آنها که آزادانه در مدیریت و سرپرستی آنان مشارکت دارند وگاه عصبانی می شوند.

پدرانی که در اداره کودکان مشارکت فعال دارند، به فرزندان فرصت می دهند تا از علت نارضاییهای والدین با خبر شوند و این گروه از کودکان ، به علت درک این موضوع ، اطمینان خاطر پیدا می کنند ، درست مثل زمانی که با یادگیری شنا ، دوچرخه سواری و حرکت در تاریکی ، ترسهای ناشناخته مربوط به آنها را کنار می گذارند . در حالی که وقتی پدری در تربیت فرزند مشارکت نمی کند و ناخشنودیاش را پنهان می سازد ، کودک تصور می کند که پدر به شکل خطرناکی عصبانی است ولی احساس خود را پنهان نگاه داشته است. درحالی که احساس پدر نسبت به فرزند خصمانه و همراه با کینه توزی نیست و کودک باید درهرحال با واقعیت روبرو شود.

No votes yet.
Please wait...
برچسب ها
به اشتراک بگذارید


دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

ارسال دیدگاه جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *