مجله ماشین

با تغییرات حاملگی در مادر آشنا شویم
No votes yet.
Please wait...

تغییرات حاملگی در مادر

در اثنای حاملگی وجود مادر از طریق آناتومیک، فیزیولوژیک و شیمیایی مورد ازمایش و بررسی قرار می گیرد و در این میان است که تغییرات محسوس و غیر محسوس وجودش مورد تشخیص قرار داده می شود.

همینکه سلولهای شکل گرفته حاصل از باروری تخمک و اسپرم در درون رحم لانه گزینی کردند، بلافاصله تغییرات اساسی و ریشه ای در وجود زن نماد پیدا می کنند. این تغییرات با ترشح هورمون پلاسنتا در خون و ادرار و سایر تغییرات جانبی و حالات حاملگی را در زن پدید می آورند و بدین ترتیب زن آبستن بایستی تحت مراقبت قرار بگیرد.

اهداف تغییرات در زدن آستین:

الف) تامین و تضمین نیازمندیهای جفت و جنین برای رشد و تکامل.

ب) تضمین و بقای موجودی که در داخل رحم تکوین مییابد تا زمان تولد.

ج) حاضر ساختن و مهیا نمودن راههای ژنیتال و رحمی برای تولد کودک و ایجاد تغییرات در شکل و حالت ظاهری آنها.

د) تأمین نیازهای کودک پس از تولد تا مدتی محدود.

ه) ایجاد توازن و تعادل در وزن مادر آبستن که مدام رو به افزایش است. اینگونه تغییرات بدون اینکه دست مادر و یا سیستم خارجی باشد، به طور اتوماتیک انجام می پذیرد و تغییرات حاصل از آبستنی اهداف مذکور را دنبال می نماید. اینگونه تغییرات نه تنها مادر را به مخاطره و ناراحتیهای جسمانی سوق نمی دهد که سلامتی او را برای زایمان و دوران آبستنی تثبیت و تضمین می نماید.

 

ارگانهای ژنیتال و رحم در دوران آستی:

بطور طبیعی رحم شکل گلابی داشته و به وزن ۵۰ گرم است که در صورت آبستنی و آمادگی برای زایمان بزرگتر و گسترش یافته و این توسعه وزن رحم را تا ۱۵۰۰- ۰۰۰ ۱ گرم می رساند. دلیل اینکه رحم بزرگ میشود، اینکه هم تعداد عضلات آن افزایش یابد و هم اینکه عضلاتش کشیده و بزرگ شوند تا بتوانند بارگران خودشان را تحمل نمایند. بطوریکه حجم خالی درون رحم در هنگام آبستنی زن به ۷۰۰ برابر می رسد و جنین در طی تکوین خود به سهولت در چنان جای خلائی قرار گرفته و به زندگی رو به ترقی خود ادامه می دهد. ارتفاع رحم نیز قبل از اینکه زایمان صورت پذیرد، به آخرین و نهائی ترین نقطه صعود و ارتفاع خود می رسد. بطوریکه در آخرین هفته و یا یک ماه به زایمان چنین تحول و تغییری مشخص می شود و زمانی که موعد زایمان فرا می رسد، این ارتفاع منقبض گشته و کوتاهتر می شود و پس از خروج کودک از رحم، چنان بزرگی و گسترش یک مرتبه فرو می نشیند و بایستی بوسیله وسایل نسبتاً سنگینی رحم را سرجای خود نشاند تا شکم همیشه به حالت بر آمده دیده نشود. زمانی که کودک متولد می شود و رحم به جای خودش برمیگردد، مادر احساس راحتی و سبکی مینماید و رحم نیز همان شکل گلابی را به خود می گیرد.

رحم که در طول دوران آبستنی مرحله به مرحله به تدریج بزرگ میشود در پایان سومین ماه خود، تمام فضای خالی شکم را فرا میگیرد. بعد از مدتی ارگانهای داخل شکم را به بالا فشار داده و جای مخصوصی را برای گردش و جایگیری جنین پدید می آورد و به طوریکه رحم در جلوی جسم زن و ارگانهای داخل شکم نیز در پشت سر رحم قرار میگیرد. حتی این گسترش و بزرگی به جایی میرسد که در ماههای آخر به زیر پستانها نیز می رسد و محل خالی زیر پستانها را تحت تاثیر قرار می دهد. در زنانی که حداقل یک بار عمل زایمان انجام داده اند، هنوز عضلات جلوی بدن آنها سفت و محکم میباشد و لذا برآمدگی به شکل برجسته و رو به بیرون است. اما در زنانی که چندین مرحله از زایمان را پشت سر نهاده اند، حالت ستی و نرمی در بافت عضلات شکم آنها پدید می آید و لذا گسترش رحم چندان فشاری به آنها نیاورده و به پهنا گسترش یافته و گستردگی و بزرگی شکم چندان مشخص نمی شود.

علیرغم تمام این فشارهای عضلانی از داخل و خارج، داخل رحم خیلی نرمتر می شود تا جنین به سهولت در آن جای بگیرد و زندگی نماید. این نرمی چنان است که پزشکان به سهولت می توانند با تماس و لمس برجستگی شکم عضلات و شکل جنین را تشخیص بدهند. شکل دهانه رحم تا حدودی از خود رحم متفاوت تر است. زیرا دهانه رحم حاوی مقدار متنابهی از غدد مترشحه می باشد که در طول آبستنی این غدد به وظیفه خطیر خویش پرداخته و به مقدار زیادی به ترشحات مایع لزج می پردازند. مادهٔ مترشحه که به اندازهٔ کافی چسبناک و تیره است. چون محافظی در دهانه رحم قرار گرفته و آلودگی رحم را از هر چیزی محفوظ نگه می دارد. همچنین لایهٔ غشایی مانندی نیز در دهانه رحم ایجاد می شود که باعث میگردد رحم و محتویات آن بیرون نزند و در زمانی که تولد کودک به وقوع میپیوندد، این لایه غشایی دریده شده و آب مایعی آن که لزج است به بیرون میریزد که در لفظ و پندار عوام به نشانه زایمان معروف و مشهور است و با شروع دردها این حادثه نیز به وقوع می پیوند.

در آبستنی های خارج رحمی نیز چنین محافظت و نرمی و ترشحات دیده می شود و به خاطر اینکه فرزند به راحتی به دنیا بیاید دچار مشکل نشود، عضلات چنان محلهایی منقبض و منبسط می شوند و جنین تکامل یافته را به بیرون هدایت می نمایند.

قلب و سیستم گردش خون:

همانگونه که تخمین زده می شود، زن هنگام حاملگی وظیفه تغذیه جنین را بر عهده می گیرد و این غذا از طریق رگهای موجود در رشته ناف متصل به ناف جنین و جفت مقدور و میسور می گردد. از طرفی فشار موجود از تکامل و بزرگی جنین در رحم بر ارگانهای داخلی وجود زن نیز تاثیر می گذارد به علت اینکه شکم بالا می آید و از درون ارگانهای داخلی شکم را به عقب و بالا می راند، وظیفه قلب را نیز سنگین می کند و در نتیجه دیافراگم سینه برای جایگزینی قلب و ریه و کبد زن تا حدودی تنگ و فشرده می شود و این عمل تپش زیاد و خستگی قلب را برای مادر فراهم می آورد. شاید این عمل برای مادر مشکل آفرین باشد ولی همین تپش زیاد به عمل تصفیه خون جنین کمک می کند. مسلم است که قلبی سالم در اثر چنین شرایطی به انبساط خود پرداخته و واکنشهایش را افزایش داده و خود را با شرایط جدید منطبق میسازد. با تمام این اوصاف قلب هیچ ناراحتی شدیدی را حس نکرده و در موقع زایمان بحرانی ترین لحظات خودش را پشت سر می گذارد.

به خاطر اینکه جنین نیازمند خون زیادی است که از طریق آن اکسیژن و غذایش را مصرف نماید، لاجرم جفت و جنین خود اسباب این نیاز را فراهم ساخته و خود نیاز خونی وجود مادر را تأمین می نمایند و به سبب همین موجودات حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد خون مادر افزایش مییابد. افزایش ضربان نبض و قلب منجر به انتقال خون به وجود مادر و جنین شده و عمل تصفیه را سهل تر و سریع تر ممکن می سازد.

 

سیستم تنفسی:

به خاطر اینکه در هنگام حاملگی جنین نیز O2 مصرف می نماید، نیاز شدید به اکسیژن برای مادر و جنین محسوس تر است. برای اینکه زمینه برای استفاده از اکسیژن مقدور شود دیافراگم سینه گستردهتر و بزرگ می شود که ریه ها بتوانند به خوبی اکسیژن لازم را به خود کشیده و مصرف نمایند. در این چنین مرحله ای قفسه سینه وظیفه خودش را برای فشردن و بازشدن از دست داده و رحم بزرگ شده ریه ها را تحت فشار قرار میدهد ولی به اندازهٔ دقت دیافراگم نمی تواند عمل کند. بدین خاطر به طور اتوماتیک شدت تنفسی و عمل دم و بازدم افزایش مییابد و نیاز اکسیژن بدن تأمین می شود.

طبیعی است که فعالیتهای بدنی، جسم را به اکسیژن بیشتر از پیش محتاج تر میسازد. اساساً همانگونه که در بحثهای گذشته گفتیم، مادر آبستن به دلیل افزایش وزن و فشار حاصل از بزرگی و گستردگی رحم حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد نیازهایش به اکسیژن افزایش مییابد. از اینرو در دوران حاملگی نباید وجود مادر تحت فشار و کار و فعالیت زیاد باشد، زیرا در سیستم تنفسی و امکان تحمل فشارها خللی وارد آورده و خطراتی را پدید میآورد.

مادرانی که خود نیز تا حدودی به وضعیت و سلامتی خویش توجه دارند، چندان خویشتن را تحت فشار قرار نمی دهند و اگر نیاز به فعالیت نیز داشته باشند رعایت تمام جوانب را می نمایند. باید پذیرفت که فعالیت مادر در دوران بارداری محدود و محصور است و از طرفی اگر مادری دارای ناراحتیهای کبدی، ریوی و یا قلبی باشد، این فعالیتها بیش از پیش باید محدودتر شود.

سیستم تخلیه:

به خاطر وجود هورمونهای حاملگی و تاثیرات آنها راهها و مجاری ادراری وسعت یافته و بزرگ می شوند. از دیدگاهی این امر ساده انگاشته می شود ولی بسیار جالب توجه بوده و تأمل بر روی این تغییرات اتوماتیک بدنی حائز اهمیت است. به خاطر افزایش جریان خون، فعالیت و دفع ادرار از طرف کلیه ها نیز بیشتر، می شود. در اثر ادرار بیشتر کیسه ادرار نیز سریعتر از هر زمان پر می شود و لذا فشار حاصل از رحم مثانه را نیز سریعتر از همیشه به تخلیه وادار می سازد. باید توجه داشت که وجود قند، میزان زیاد آن در زمان آبستنی امری طبیعی می باشد، حال آنکه این مقدار در زمان عادی دلالت بر وجود بیماری قند و افزایش مقدار آن می نماید. زیرا دوران آبستنی متابولیزم بدن را افزایش داده و میزان قند بیشتر از همیشه به نظر می رسد.

سیستم هضم:

دهان: در دوران آبستنی لثه ها متورم تر می شوند و جریان خونی در آنها دچار مشکل می شود و به سهولت لثه ها به خونریزی میافتند. به خاطر همین موضوع پوسیدگی های دندان نیز زودتر انجام می گیرد. شاید به نظر مضحک بیاید، ولی به عقیده افراد عوام و قدیمی، براستی هر فرزندی به بهای چندین دندان مادر و پیر و فرتوت شدن او به دست می آید. باید توجه داشت که حاملگی خود باعث پوسیدگی نمی شود، بلکه مقاومت دندان را از بین برده و زمینه را برای پوسیدن فراهم می آورد. برای اینکه در این دوران خطرات پوسیدگی را از دندانها برطرف سازیم این است که مادر آبستن تحت مراقبت دندانپزشک قرار گیرد. ناگفته نماند که کشیدن دندان و یا تزریق محلولهای لازم در دندانپزشکی به هنگام آبستنی کاری خطرناک است. لذا مادران باردار باید در هنگام حاملگی نهایت دقت خود را به دندانها معطوف دارند تا مجبور به درمان دندانپزشک نباشند. مسواک کردن دندانها در دو یا سه نوبت می تواند خطر فرسودگی را به حداقل برساند.

معده: معده در اثر بزرگ شدن رحم و فشار حاصل از آن به بالا رانده میشود و بدین جهت محل و سوپاپ میان معده و مری بزرگتر و گشوده تر می شود. این عمل باعث می شود که زن آبستن همیشه در معده و مری خود سوزش و ترشیدگی خاصی را احساس نماید.

روده: با وجود آبستنی حرکات و فعالیتهای رودهای نیز کاهش مییابند و از اینرو ترشحات رودهای نیز کمتر شده و زنان آبستن همیشه از یبوست رنج می برند.

سیستم استخوان بندی (اسکلت):

همانگونه که در کلیهٔ سیستمهای وجودی بدن زن با وقوع حاملگی تغییراتی پدید می آید، در اسکلت و استخوان بندی نیز تغییراتی محسوس می شود. این تغییرات نیز بسان سایر ارگانها تحت تاثیر هورمونها قرار میگیرند. مخصوصاً استخوانهای ران، باسن، لگن و کمر و ستون فقرات تحت تاثیرات متنابهی قرار میگیرند. استخوانهای لگن و باسن و کمر فشار وارده از سنگینی رحم را برای زن قابل تحمل تر ساخته و از طرفی گشودگی استخوانهای لگن باعث می شود که زن در هنگام زایمان دچار ناراحتی نشود و کودک نیز به سهولت از گذرگاه مهبل گذشته و متولد شود.

وضعیت عمومی مادر با حجم رحم نیز قابل تغییر است. پهلوهایش گودتر می شوند و به اندازهٔ محسوسی خم می شوند و بدین ترتیب کشیدگی شکم از جلو برای پهلوها چندان دشوار نمی شود و قامت زن حالتی میگیرد که انگار چیزی از جلو او را میکشد و فرد میخواهد به هر زحمتی که شده، وجودش را به عقب بکشد. در ماههای آخر و بالاخص در سه ماه آخر، مقدار زیادی مادّه کلسیم از وجود مادر به جنین منتقل می شود. برای اینکه مادر جای خالی این مادّه را که به نوزادش انتقال داده، تأمین نماید، باید از غذاهای کلسیمدار مصرف نماید، وگرنه کمبود کلسیم منجر به پوسیدگی استخوان و ضعیف شدن استخوان بندی مادر می شود. بهترین و مناسب ترین غذا برای تأمین مقدار کلسیم مورد نیاز مادر همان شیر است. رفع نیاز کلسیم از طریق دارو از طرف بسیاری از پزشکان مورد مزمت و سرزنش قرار میگیرد و شایسته تلقی نمی گردد.

پوست:

۷۵ درصد از زنان در هنگام نزدیکی به ماه زایمان با تیرگی پوست مواجه می شوند. از طرفی لکه های تیره رنگی نیز بر روی گونه ها و کنار بینی و پیشانی مادران پدید می آید. زنانی که رنگ بدنشان تیرهتر است، چنین تغییر رنگی محسوس تر است. در اعتقادات پزشکی به چنین مرحلهای ظاهر شدن ماسک حاملگی می گویند. به طور عموم در جاهای خاصی از بدن (نوک پستانها، اطراف ارگانهای جنسی، ناف و جاهای حاصل از بخیه های عمل جراحی) که رنگ تیره تری دارند، افزایش تیرگی در هنگام حاملگی بیشتر است.

علاوه از این تغییرات، مادران پس از فارغ شدن از زایمان دچار تغییرات ظاهری در پوست خود می شوند. به طوریکه در اطراف ناف شیارها و خط های شفافی پدید میآید که شش ماه پس از زایمان خودشان را مشخص می سازند. این حادثه در ۹۵ درصد از زنان مشهود است. این خطوط در هر بار زایمان افزایش می یابند.

 

پستانها:

در اثنای آبستنی، پستانها وظایف خطیر خودشان را انجام می دهند. پستانها از همان لحظه ای که جنین شروع به تکوین و تشکل می گذارد، پستانها نیز زمینه را برای تغذیه و شیردهی فراهم می آورند.

از همان ماه نخست پستانها بزرگتر و برجسته تر می شوند و به سنگینی آنها افزوده می گردد. گاهی چنان دردی در آنها پدید می آید که انگار سوزنی در آنها فرو برده می شود. نوک پستانها کاملاً مشخص و برجسته می شوند و رنگ اطراف آنها تیره تر می گردند.

بعد از پایان چهارمین ماه آبستنی، بر نوک و روزنه های شیر پستانها مادهای زرد و لزج مشاهده می شود که به آن «کلستروم» گفته می شود. این مایع که قبل از شیر به بیرون ترشح میکند، لوله های شیر را درون پستان تمیز کرده و گسترده تر می سازد. خون به خاطر اینکه رگهای شیر رسان را نرم تر و گسترده تر سازد جریانش را در سیستم پستان افزایش میدهد و فعالیت خود را برای تثبیت انرژی بیشتر جهت استفاده بیشتر افزایش می دهد. با نزدیک شدن تولد کودک، پستانها نیز برای شیردهی آماده می شوند.

تغییرات روحی و روانی در افراد آبستن:

آبستنی بدون شک یکی از مهمترین حوادث زندگی هر زنی است. تمام تغییرات آناتومیکی و واکنشهای آنها که ناشی از آبستنی است و سیستم ارگانیکی مادر را تحت تاثیر قرار می دهد، بدون تردید سیستم عصبی و روانی او را نیز با تاثیرات خود، در برمی گیرد. این تاثیرات از نزدیک با شخصیت مادر در ارتباط بوده و منش و طینت و رفتار و روح او در تحمل و میزان بردباری و واکنشهای حاصل از تغییرات حاملگی مشخص کننده وضعیت روحی مادر است.

سه ماه نخست آبستنی برای مادر، بسی مشکل زا و تا حدودی زمان عادت پذیری برای شرایط حاصل از آبستنی محسوب میشود. مادر به خاطر اینکه تغییرات ظاهری و جسمانی را در شکل و قیافه و حالات و نیازها و قدرت خود می بیند، بسی ظریف نفس و رقیق القلب و احساساتی می شود و در برابر هر چیزی بلافاصله واکنش نشان میدهد و حتی در برابر شوهرش رفتاری خصومتآمیز پیش می گیرد، حساسیت به برخی از چیزها و رفتارها پیدا می کند. خود نیز ناخواسته بر روی برخی از مسایل نیک و یا ناپسند تعصب بیجا و عبث به خرج می دهد. به خاطر اینکه نوع تغذیه و نیازهای غذائیش تغییر می یابد و به عبارت عامیانه «ویار» می گیرد. از برخی غذاها اجتناب ورزیده و حتی دست به آشپزی نیز نمی زند. این وضعیت چندان دوامی نداشته و با مرور زمان برطرف می شود. زمانی که حاملگی به دوران ششمین ماه رسید و حرکت کودک محسوس تر شده رفتار مادر بسیار معقول و دوراندیشانه و متفکرانه میگردد و احساس خاصی را نسبت به فرزند و شوهرش در وجود و قلب خویش می کند. رفتار متعادلی را پیش گرفته و حالتی خونسردانه دارد.

با نزدیک شدن به دوران زایمان باز نگرانی او افزون میگردد. همیشه کنجکاو می باشد که فرزندش از چه جنسی خواهد بود، چگونه از زایمان فارغ خواهد شد و ناراحتیهای زایمان و مشکلات آن را چگونه پشت سر خواهد گذاشت. زمانی که کودک پا به مرحله وجود دو حیات می گذارد و در آغوش مادر قرار میگیرد، تمام این ناراحتیها و احساسات و کنجکاویها فراموش می شود و چون رویایی به نظرش میرسد و حتی ناراحتی و عذاب و درد و سنگینی چند ساعت پیش خود را چندان به خاطر نمی آورد.

No votes yet.
Please wait...
logo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *