#


تغذیه کودک، بعد از ۹ ماهگی

21 خرداد 1398 بدون نظر 213 بازدید

تغذیه کودک، بعد از ۹ ماهگی

No votes yet.
Please wait...

تغذیه کودک  ماهه تا ۶ ساله از نظر والدین دور نمانده است و حتی موجبات نگرانی آنها را فراهم میکند!

بیچاره ماها! چه ناراحتی ها و مشکلاتی که در نتیجه نگرانی هایمان بخود هموار نمی کنیم. بدون آنکه متوجه باشیم، در سایه سوء تفاهم و عدم شناخت رفتار غیرقابل پیش بینی این موجود، احتمال دارد به رشد متعادل عادات غذائی او لطمه بزنیم که:

– «فرزند ما، در شش ماهگی خوب غذا میخورد و حالا، در ۲۰ ماهگی، تقریبا از خوردن هر نوع غذائی خودداری میکند». و

–  «موقع غذا خوردن بدترین ساعات روز شده است».

–  «دختر دو سال و نیمه ام، هر روز، چیزی جز ساندویچ کره نمیخورد».

– «بچه من باندازه کافی غذا نمیخورد»، – – و پسر ۱۳ ساله ام ترجیح میدهد بجای آنکه غذا بخورد با آن بازی بکند ».

– «پسر من از هر نوع سبزی و میوه ای بیزار است».

چیز عجیبی است، کودکی که باندازه کافی غذا نمیخورد پنج برابر کودکی که زیادتر از حد معمول غذا میخورد فعالیت می کند.

مطلب مهم و خطرناک این است که ممکن است یکی از والدین در امر تغذیه کودک نقشی ایفاء کند که خارج از چار چوب تغذیه باشد؛ ملاحظه غذاهائی که بعنوان پاداش با بعنوان تنبیه با بعنوان «مصالحه» از آن استفاده می شود کم نیست!

۔ «اگر گوشتت را تماما نخوری از بستنی خبری نیست».

– «امروز دسر نخواهی خورد برای اینکه خواهرت را اذیت کردی».

– «اگر لوبیا سبز را بخوری شیرینی هم خواهی داشت».

شذاهای «پاداش» تقریبا همیشه شامل دسر، شیرینی یا آب نبات میباشد: غذاهای «تنبیه» هم شامل دسر، شیرینی و آب نبات است.

این اتحاد مثلث «شیرینی – لذت – پاداش» که از هر لحاظ ساخته و پرداخته اطرافیان کودک میباشد، احتمال دارد مدت زیادی دوام داشته باشد!

مطلب مهم این است که سلیقه غذایی، تغذیه کودک و میل به غذاهای خوب، دورمیز خانوادگی کسب می شود، و رفتار غذائی خود والدین شدید در رفتار کودک مؤثر میباشد.

پدری که مرتبا از خوردن غذای بروکولی، جگرو ماهی خودداری میکند در تفهیم این مطلب به کودک که غذاهای فوق الذکر غذاهای مطبوعی است و باید آنرا بخورد، نمی تواند نقشی داشته باشد… مادری که ناهار نمی خورد، آیا می تواند کودکان خود را – که میخواهند از او تقلید کنند – سرزنش کند؟

لذت و خوشی که افراد خانواده در خوردن غذاهای متنوع از آن برخوردار می شوند واقعه سرایت کننده است و بصورت سحر آمیزی به کودک منتقل می شود. برعکس، در کودکی که در خانواده ای تربیت شده است که الزاما بصورت یکنواخت و بعادت همیشگی غذا میخورند، عادات تازه غذائی به ندرت تشکیل می شوند.

تغذیه کودک

بدون انکار تغییرات تغذیه کودک – قبل از رفتن به دیستان – می توان موقعیت را با حوصله و تفاهم تغییر داد. قبول بعضی هوسهای مخصوص در دراز مدت بهتر از برخورد روزانه در برابز غذاهای مورد بحث می باشد.

رعایت اشتهای کودک و تشکیل عادات غذائی پسندیده ای که در جریان ساههای اول زندگی صورت می گیرند باید با وجود مشکلاتی که در حین عمل با آن مواجه می شوند. ادامه داشته باشد. شناخت بهتر رشد کلی کودک (جسمانی، حرکتی و اجتماعی) قبول نوسانات اشتها و امیال موقتی را آسان می کند.

مطلبی که در تغذیه کودک آشکار است این است که، هرچه کودک خردسال تر باشد، بهمان اندازه بیشتر آمادگی دارد که غذاهای جدید را امتحان کند. این مطلبی است که نتایج حاصله از مطالعه ای که در آمریکا صورت گرفته است آن را تائید و نشان میدهد: باین ترتیب که ۷۷% کودکان یکساله و دو ساله امتحان غذاهای جدید را قبول دارند، در حالیکه این تعداد در کودکان ۲ تا ۴ ساله به ۱۰% و در کودکان ۴ ساله و بیشتر به ۷% تقلیل می یابد.

کودکی که از همان خردسالی عادت کرده است غذاهای مختلفی و متنوع بخورد از تغییر تغذیه کودک خود در طول زندگی اش بیشتر لنت خواهد برد.

نباید فراموش کرد که تغذیه کودک قبل از رفتن به دبستان تغییرات اشتهای او، و هسوسهای مخصوصش، از یکطرف نشانه نوعی کند شدن سرعت رشد، و از طرف دیگر نمایانگر نوعی تائید شخصیت و استقلال او می باشد.

نقطه نظر کودک

کودک میخواهد هر وقت گرسنه است غذا بخورد، و از خوردن غذا آرامش و رضایت خاطر جسمانی و هیجانی بدست می آورد.

کودک با عادات غذائی (ساخته و پرداخته» متولد نمی شود همانطوریکه قبلا دیدیم، تغذیه کودک کم کم ولی با اطمینان و استحکام، در جریان «سالهای اول زندگی» تشکیل می شوند.

کودک از طریق غذا خوردن پیام هائی دریافت میکند که به او امکان میدهند رفتار و احساسات مخصوصی نسبت به تغذیه در خود ایجاد کند. اگر با میل و رغبت غذا بخورد، غذا خوردن را «دوسته خواهد داشت؛ اگر با بیحوصلگی و بی تفاوتی غذا بخورد نسبت به غذاها از چنین عادت مثبتی برخوردار نخواهد بود. از یک لحاظ، از طریق غذا و غذا خوردن است که کودک با دنیای خارج – که بیش از بیش در زندگی اش با آن مواجه می شود. تماس حاصل میکند. در حدود یک سالگی، کودک، بروشنی و وضوح کامل تمایلات خود را ابراز می کند و در برابر ترکیب، درجه حرارت، طعم و رنگ غذاها، حجم غذا و اتمسفر و جو غذا واکنش نشان میدهد. اگر غذائی را نمی خورد دلیلش این است که یکی از این موارد باب طبعش نیست!

ذوق و سلیقه در تغذیه کودک

با وجود اینکه نمی توان دو کودک پیدا کرد که دقیقا بیک صورت واکنش داشته باشند، با اینحال، بعضی نقاط مشترک و تشابهاتی در کودک قبل از رفتن به دبستان ملاحظه می شود:

ترکیب غدا: کودک غذاهای نرم را دوست دارد و غذاهای خشک و سفت را دوست ندارد و عاشق بی قرار پودینگی است که از پودینگ معمولی آبکی تر است یا غلات پخته ای که خیلی سفت نباشد. پوره را به سیب زمینی پخته، کباب کوبیده را به کتلت، نان تازه را به نان خشک ترجیح میدهد. این تمایلات، از یک لحاظ نشانه این است که کودک در این سن و سال از بزاق دهان فراوانی که معمولا بعنوان ماده نرم کننده و چرب کننده عمل میکند – برخوردار نمیباشد.

درجه حرارت: کودک غذاهای «ولرم»، سوپ خنک، بستنی نرم…، شیری که درجه حرارتش با درجه حرارت اطاقش یکی باشد، دوست دارد.

طعم: کودک طعم شیرین را دوست دارد و در برابر کمترین اختلاف طعم واکنش نشان میدهد… غذاهای پر ادویه و چاشنی دار در نظر وی ارزشی ندارند، مگر اینکه محتوای سنتی، این نوع غذاها را ایجاب کند؛ بعنوان مثال کودک ایتالیائی بیش از کودک کانادائی و فرانسوی برای سیر و پیاز اهمیت قائل است.

رنگ: کودک، رنگ و هماهنگی آنها را دوست دارد. یک غذای شاد» (مرغ و هویج و بروکولی) سبب واکنش مثبت می شود، در حالی که یک غذای غمگین» (ماهی، پوره سیب زمینی و لوبیای زرد) اشتهای کودک را بر نمیانگیزاند و برعکس ممکن است آنرا «گور کند! کودک باز هم بیش از فرد بزرگسال) در وهله اول با چشمان خود غذا میخورد؛ رنگ، خواه در بشقاب غذا باشد یا روی میز، او را مجذوب میکند؟ سفره کوچک قرمزرنگ، دستمال سفره راه راه، یکدسته جعفری در کنار سیب زمینی، یک برش فلفل سبز روی گوجه فرنگی، سالاد خربزه و انگور سیز، همه و همه از طرق اضافه کردن رنگی و ارضای چشمان کودک بشمار می روند.

حجم غذا : کودک در برابر بشقابی که با مقادیر کم و مینیاتور» غذا تزیین شده باشد بهتر واکنش نشان میدهد. بشقابی که لبالب از غذا بوده باشد کودک را، قبل از اینکه شروع به غذا خوردن کند، مأیوس و «دلخور» میکند. بهتر است بگذارید تا کودک از درخواست مجدد غذا لذت ببرد تا اینکه مجبورش کنید بشقابی را که نصف آن باقی مانده است شما تحویل دهد. غذاهائی که بصورت لقمه های کوچک تهیه شده باشد برای او جالب تر است و خوردن آنهم راحت تر است باید به کودک اجازه داد تا به موقعیت موجود حاکم باشد…

اتمسفر، و جو غذا: محیط و آتمسفر آرام و دلنشین در تغذیه کودک مؤثر است. باید از سرو صدای «ناراحت کننده از قبیل سر و صدای ماشین ظرفشوئی، ماشین لباس خشک کنی، بادبزدن، رادیو، تلویزیون در موقع غذا جلو گیری کرد. کودک نمی تواند دقت خود را همانند افراد بزرگسال متوجه چند چیز کند؛ هر بار جزیک کار نباید انجام داد؛ وقتی که کودک سروصدای زیاد و صحبت های خیلی بلند می شنود، غذا خوردن را فراموش میکند. برعکس، یک محیط مطبوع و دلنشین قبول غذای جدید را برای کودک آسان می کند.

بعلاوه، کودک دوست دارد آنچه را که میخورد به بیند؛ برای همین منظور غذاهای خود را تحت نظارت دقیق قرار میدهد. و در این راه ممکن است ساندویچ خود یا غذای پخته را از هم واکند تا به ترکیبات آن پی ببرد. وهمچنین در برابر مواد قاطی و مخلوط مقاومت میکند زیرا این دوره دوره غذاهای ساده و طبیعی است که براحتی قابل رؤیت باشد، و دستکاری و خوردن آنهم آسان باشد.

استعدادها و قابلیت کودک

رشد سنی کودک قبل از رفتن به دبستان از لحاظ جنبه های حرکتی، جسمانی و اجتماعی امکان میدهد رفتار او را در برابر غذاها بهتر درک کرد.

No votes yet.
Please wait...
برچسب ها
به اشتراک بگذارید


دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

ارسال دیدگاه جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *