مجله ماشین

عزت نفس و خودباوری چه تاثیری در روان انسانها می تواند داشته باشد؟

راهکارهایی برای رسیدن به عزت نفس و خودباوری

عزت نفس، نوعی پندار و ارزیابی است که افراد طی فرآیند رشد و آموزش پیرامون خود کسب می کنند. به تعبير شفرت (۱۹۹۱) «اینکه فردی خود را دوست داشتنی، باهوش و زیبا یا بالعکس بداند، بیانگر عزت نفس اوست.»

در حالی که گروهی از روان شناسان برای تبیین فرآیند شکل گیری عزت نفس، فرآیند و شکل گیری «خود» را مورد تأمل قرار می دهند، گروهی دیگر، شکل گیری عزت نفس را از طریق بررسی پدیده های «خودآگاهی» مورد بررسی قرار میدهند. د روان شناسانی نظیر مکی و همکاران (۲۰۰۱) بر این باورند که «خود»، دارای سه بعد اساسی است: تصویر خودپنداره، ارزیابی خود یا عزت نفس و معرفی یا خوداجتماعی.

منظور از «خودپنداره»، باورها و تصوراتی است که فرد از خود دارد؛ اما «عزت نفس» گاهی فراتر از خودپنداره است و بیانگر داوری فرد پیرامون خویش و احساسی است که در مورد خود دارد. سومین بعد، «خوداجتماعی»، بیانگر چگونگی عرضه و معرفی خویش به دیگران است. بر اساس این خط و رویکرد فکری، ابتدا خودپنداره شکل می گیرد، پس از آن عزت نفس بارور میشود و سپس خوداجتماعی پدید می آید؛ اما تفکر دیگری در خصوص فرآیند شکل گیری عزت نفس وجود دارد. در این رویکرد نظری فرانزوی (۲۰۰۰)، باور آن است که عزت نفس ریشه در خودآگاهی دارد. منظور از خودآگاهی حالتی روانی است که فرد در آن حال به خود توجه می نماید.

دو نوع خودآگاهی وجود دارد: «خودآگاهی خصوصی» و «خودآگاهی عمومی» در خودآگاهی نوع اول، فرد از جنبه های پنهان خصوصی خود به صورت موقت آگاه می گردد اما در نوع دوم، فرد از بخش عمومی شخصیت خود آگاه می شود. توجه به افکار و تخیلات خویش و نگریستن به خود در آینه، بیانگر آگاهی خصوصی است در حالی که جلب توجه دیگران و ابراز وجود کردن خود در جمع، در زمره آگاهی عمومی قرار دارد.

شکل گیری خودآگاهی موجب «خودگردانی» می شود. منظور از خودگردانی، ارزیابی عملکرد خویش بر اساس میزان تحقق اهداف و آرمانهاست. کارور و شیپر (۱۳۷۵) برای تبیین فرآیند خودگردانی نظریه ای با عنوان نظريه کنترل خودگردانی ارائه داده اند. به باور آنها، خودگردانی طی چهار مرحله صورت می گیرد آزمون (Test)، عمل (Operation) آزمون ((Test) و خروج (Exit). آنها برای توصیف این چهار مرحله از حرف اول هر یک از آن مراحل استفاده کرده اند؛ بنابراین، مخفف Tote بیانگر فرآیند خودگردانی است. به اعتقاد آنها، در مرحله اول، انسان با استفاده از خودآگاهی می تواند عملکرد خویش را با معیار (خصوصی یا عمومی) مقایسه کند. در مرحله دوم؛ چنانچه متوجه شود عملکردش با معیار مورد نظر متناسب نیست یا با آن فاصله دارد، مبادرت به تغییر رفتار، یا عقاید و نظرات خویش می نماید. او این فرآیند را آنقدر تکرار می کند تا به ملاک مورد نظر دست یابد. آنگاه از فرآیند کنترل خارج می شود؛ اما، چنانچه کسی نتواند طی چند بار آزمون و عمل به معیار مورد نظر برسد، دچار هیجانات منفی؛ نظیر غم، اضطراب یا احساس گناه می شود.

به تعبیر هگینز (۱۹۸۶) در چنین شرایطی بین من واقعی و من آرمانی فاصله عمیقی پدید می آید. چنین فاصله ای ممکن است «خودپنداره» را دچار نقص سازد. خودپنداره یعنی باور و تصوری که مردم از خویش دارند، این ویژگی زمینه شکل گیری عزت نفس را نیز فراهم می سازد؛ بنابراین، اگر خودپنداره معیوب و منفی شکل گیرد، بیم آن می رود که عزت نفس نیز آسیب ببیند. پس، به طور خلاصه از مطالب مندرج در سطور بالا می توان نتیجه گرفت که خود آگاهی موجب خودگردانی می شود، خودگردانی با خودپنداره ارتباط پیدا می کند و خودپنداره اساس و پایه شکل گیری عزت نفس را مهیا می سازد. عزت نفس بیانگر ارزشیابی فرد پیرامون ویژگی های خوش است به همین دلیل وقتی فردی به این باور می رسد که واجد ویژگی های زیادی است از هوش و قابلیت ذهنی بالایی برخوردار است و روی هم رفته به ویژگی های خود میبالد، گفته می شود که عزت نفس او بالاست (بارون، ۲۰۰۷).

نظریه پردازان شناختی و یادگیری، هر دو به تبیین فرآیند شکل گیری عزت نفس پرداخته اند. نظریه پردازان یادگیری، عزت نفس را نتیجه بازخورد های شریانی از دیگران مهم»، اعم از والدین، معلمان و دوستان نزدیک و مدیران، میدانند. آنان معتقدند وقتی فرد از دیگران مهمه زندگی خویش، اغلب بسار خورد مثبتی دریافت می کند، پس از مدتی به این نتیجه می رسد که «ارزشمنده است و قادر است از عهده تکالیف دشوار برآید؛ اما چنانچه میزان بازخوردهای دریافتی مثبت رد بصورت معناداری کمتر از برخوردهای منفی دریافتی او باشد. دیر یا زود به این نتیجه می رسن که از توانایی، قدرت و قابلیت کافی برای انجام تکالیف، مأموریت ها و وظایف محوله برخوردار نیست.

محققان پیرو نظریه های یادگیری بر نقش موفقیت ها و شکست های زندگی (اعم از شکست ها و موفقیت های تحصیلی و شغلی در افزایش و کاهش عمرت گسس تأکید می ورزند. به اعتقاد آنهاء وقتی که موفقیت های فرد سنگین تر از شکست های او باشد، عزت نفس او افزایش می یابد، در غیر این صورت ممکن است عزت تک و کاهش یابد؛ اما، نظریه پردازان شناختی بر خلاف نظریه پردازان یادگیری، به جای تأكید بر بازخوردهای دریافتی و بازده های رفتاری گذشته (شکست با موفقیت)، بر نقش ارزیابی های شناختی و ذهنی در شکل گیری و تحول عزت نفس تأکید می ورزند. به باور آنها، افراد در مورد هوش، همدلی تویی دی جسمی و اجتماعی خود نظریه هایی می سازند که مبنای خود سرء و عزت نفس آنان را فراهم می سازد (دوک و لگت، ۱۹۹۸) دوک و لگت، معدن افراد اغلب دو نوع بینش در مورد ویژگی های شخصی خویش دارند؛ دوحوشتره و «افزایشی». نظریه پردازان وجودمسدار معتقدند خصوصیات شخصی ماتسن هوش، ثابت و تغییرناپذیرند؛ اما، نظریه پردازان افزایشی برس اور شد که خصوصیات شخصی، انعطاف پذیر، فزاینده با مهار پذیر هستند.

دوک و لگت چنین استدلال می کنند که افراد نوع دوم اغلب در گذر زمان درصدد  افزایش خودپنداره و عزت نفس خویش برمی آیند؛ در حالی که افراد گروه اول از تلاه برای افزایش عزت نفس خود غافل می شوند.

تحقیقات مختلف نشان داده است که عزت نفس پیامدهای مطلوب متعددی دارد که پیشرفت شغلی و تحصیلی از جمله آنهاست. سلاوین (۱۹۸۷) در تحقیقی جامع دریافته است که بین پیشرفت تحصیلی و شغلی و عزت نفس همبستگی معنادار بالایی (۱۶۴ ۳) وجود دارد. به باور او، عزت نفس بالا به منزله یک منبع انگیزشی نیرومند عمل می کند که فرد را برای دستیابی به موفقیت های تحصیلی و شغلی بر می انگیزد.

سازگاری اجتماعی» یکی دیگر از اثرات عزت نفس بالاست. میرز (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد با عزت نفس بالا، رفتارهای پرخاشگرانه کمتری از خود بروز می دهند. افزون بر آن، آنان معمولا رابطه اجتماعی عمیق تری دارند و کمتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.

اور شوارتز و همکاران (۲۰۰۱) رابطه میان عزت نفس افسران پلیس و میزان موفقیت شغلی آنان را مورد بررسی قرار داده اند. آنان نشان داده اند بین این دو عامل رابطه معنادار بالایی (۷۸/ r-) وجود دارد؛ به عبارت دیگر، این محققان نشان داده اند افسران و کارکنان با عزت نفس بالا، عملکرد شغلی بهتری از خود نشان می دهند. آنان در تبیین یافته های خود تأکید کرده اند که آن دسته از افراد پلیس که خود را واجد مهارت و توانایی بالا ارزیابی می کنند (عزت نفس بالا دارند) بر این باورند که از عهده انجام هر مأموریتی بر می آیند، در نتیجه آنان سعی و تلاش بیشتری از خود نشان میدهند و بر اثر آن به موفقیت های بیشتری دست می یابند. آنها (شوارتز و همکاران) بر اساس یافته های خود به سازمان های پلیس توصیه می کنند که افزایش عزت نفس کارکنان خویش را در اولویت فعالیت های آموزشی قرار دهند؛ چراکه با افزایش عزت نفس کارکنان پلیس، احساس مسئولیت و وجدان کاری آنان افزایش می یابد.

روش های افزایش عزت نفس

اگرچه فراز و نشیب های احساسی، جزئی از زندگی عادی تلقی می شوند اما عزت نفس پایین نمی تواند عادی قلمداد شود و باید ارتقا یابد؛ زیرا نداشتن عزت نفس و ارزش قائل نشدن انسان برای خود، او را افسرده کرده و از انجام کارهای نو باز می دارد. این احساس، مانع از ایجاد دوستی ها می شود و به عملکرد وی در زندگی و محل کار در هر مقطعی آسیب می رساند. داشتن عزت نفس قوی، بخش بسیار بزرگی از رشد را تشکیل می دهد. هر چه انسان بزرگ تر می شود تحت فشار مشکلات اجتماعی پخته تر و با تصمیم گیری های سخت تری مواجه می شود و در این هنگام هر چه عزت نفس او بیشتر باشد، بهتر و راحت تر تصمیم می گیرد، باید برای خود ارزش زیادی قائل شوید. توسعه عادت ها و مهارت های مثبت بستگی به عزت نفس دارد. هر چه عزت نفس بیشتر باشد، راحت تر می توانید از مهارت های ارائه شده در این فصل بهره ببرید.

تقویت عزت نفس مهم ترین عامل موفقیت است. این عامل، شیوه زندگی افراد را به طور کلی دگرگون می سازد. عزت نفس زیاد به معنی مواجهه منطقی با مشکل است، نه تنفر، حسرت، کنارگیری و سرگردانی در روبه رو شدن با آن، عزت نفس یعنی تجربه آموزی از شکست ها و تلاش برای موفقیت در آینده، نه تسلیم در برابر مشکلات؛ علاوه بر این هر چه احساس بهتری نسبت به خود داشته باشید، دیگران نیز احساس بهتری نسبت به شما خواهند داشت، ضمن آنکه اعتماد به نفس بیشتری برای برخورد با افراد جدید به دست می آورید و در برخورد با افراد منفسی، برخورد مناسبی خواهید داشت. منافع برخورداری از عزت نفس، آشکار است؛ اما عزت نفس ما از کجا آمده است؟ فرآیند شکل گیری عزت نفس، طولانی است و شامل تمامی دوران زندگی می شود؛ لذا بر اساس مضامینی که در تمامی دوران زندگی خود از والدین، معلمان دوستان، رسانه های گروهی و به طور کلی از محیط پیرامون خود کسب می کنید اعتقادات خاصی در مورد خود و جایگاه خود در دنیا و زندگی پیدا می کنید.

در ادامه این بحث، روشهایی برای ارتقای عزت نفس بیان می شود. لازم است زمانی را برای تمرین این اصول و تسلط یافتن بر آنها اختصاص دهید، آنگاه نه تنها این مطالب مفیدتر خواهد شد؛ بلکه زندگی تان نیز از هر لحاظ بهتر خواهد گردید.

۱) با خود مثبت حرف بزنید

صدایی در ذهن شما زمزمه می کند که سخنگوی شما و بخشی از عزت نفس شماست. این صدا اغلب منفی است و جملاتی منفی مانند: من نمی توانم کارم را به خوبی انجام دهم، من نمی توانم این مشکل را حل کنم یا من خسته ام را سر می دهد. این جملات بعد از مدتی در شما تأثیر منفی می گذارد و مثلا شما را به این احساس می رساند که از شغل خود ناراضی هستید و عزت نفس شما را پایین می آورد؛ اما نکته جالب این است که شما نمی توانید ندای درونی خود را برای ایجاد عزت نفس و ساخت الگوهای موفق، برنامه ریزی کنید. شگرد کار، استفاده از عبارات و جملاتی مثبت، خوب و همه منظوره است، مانند: « من خوشحال هستم، من سالم هستم و من می توانم». اب جملات را بارها و بارها در ذهن خود با صدای بلند تکرار کنید یا حتی آنها را بنویسید. اهمیت آن در این است که این جمله را به زمان حال و با ایمان بیان کنید. هرگاه ندای درونی خود را شنیدید که شروع به ایجاد احساس منفی در شما می کند، آن را متوقف سازید و جمله مثبتی درباره همان موضوع، جایگزین آن کنید. این شیوه را امتحان کنید و آنگاه خواهید دید که صحبت کردن با خود وسیله سودمندی در ایجاد وضعیت مثبت است.

۲) شخصیت جدید خود را تجسم کنید

این امر اساسأ مانند اصل استفاده از جملات مثبت است، با این تفاوت که به جای استفاده از کلمات، از تصاویر مثبت و سازنده استفاده می شود؛ اگر می خواهید لاغرتر و سالم تر باشید، خودتان را به این صورت تجسم کنید؛ اگر می خواهید ارتقای شغلی بیابید خود را در نقش سمت جدید تجسم کنید. زمانی را به تجسم خود اختصاص دهید تا وارد جزئیات امر شوید و از شخصیت جدید خود لذت ببرید؛ چنانچه این تصویر را دائما ایجاد و تقویت کنید، پذیرش رفتارهایی که آن را تحکیم می کند، آسان تر خواهد بود.

۳) افرادی را بیابید که بتوانید از آنان چیزی بیاموزید

واضح است که افراد بسیاری هستند که با مشکلات و مسائلی مشابه مشکلات شما مواجه اند. شما می توانید با الگو قرار دادن آنان، نکته های زیادی بیاموزید. .

۴) به موضوعات جدید فکر کنیم

عزت نفس ما اغلب به دلیل کوته بینی، دچار افت و نزول می شود. هنگامی که روی جنبه خاصی از زندگی بیش از حد یا به حدی افراطی و طولانی تمرکز می کنیم، عمق نگری خود را از دست میدهیم. مسائل کوچک، بزرگ می شوند و وقایع بیشتر از ارزش واقعی خود اهمیت می یابند. آیا چنین موردی برای شما نیز پیش آمده است؟ اگر این گونه است، پس وقت آن است که وارد وادی جدیدی شوید. مثلا می توانید به یک گشت سیاحتی با یک سفر ماجراجویانه بروید.

۵) اهداف خود را تعیین کنید

در این جمله حکمتی نهفته است و فقط عده کمی آن را واقعا درک می کنند. افرادی که برای خود اهدافی روشن، دقیق و قابل اندازه گیری تعیین می کنند آنچه را که می خواهند به دست می آورند. تعیین اهداف، بخش بسیار مهمی از شکل گیری عادات مثبت و افزایش عزت نفس به شمار می آید.

۶) اتفاقات ناخوشایند زندگی را بپذیرید

همه ما می توانیم بیشتر از آنچه فکر می کنیم، زندگی خود را کنترل کنیم، با وجود این مواردی هست که هیچ کنترلی نسبت به آنها نداریم و این بدان معناست که وقایع و امور ناخوشایند و ظاهرا غیرمنصفانه بسیاری در زندگی ما وجود دارد. به عبارت دیگر گهگاه این امور و اتفاقات ضربه ای به ما وارد می کنند. بروز این اتفاقات به خواست و اراده ما نبوده و کاری نیز برای ممانعت از آنها نمی توان انجام داد؛ پس بهتر است شانس و اقبال را فراموش کنید. اینکه زندگی «چگونه باید باشد» را فراموش کنید و آن را با همین اتفاقات جاری و غیرقابل پیش بینی بپذیرید. در واقع، شما می توانید از لحظاتی که عزت نفس شما دچار افت و نزول می شود، بهره برداری کنید. افسردگی و غم و اندوه و نگرانی، همگی در شما ایجاد خودخوری می کند و شما را با اشتباه در تصمیم گیری مواجه می سازد؛ بنابراین می توانید آن را اصلاح کنید و برای زندگی خود برنامه ریزی مجددی انجام دهید؛ لذا دفعه بعد که در چنین موقعیتی قرار گرفتید از خود بپرسید: «چه درسی می توان گرفت؟» اوضاع را بررسی کنید تا ببینید چرا احساس بدی دارید، آیا با دیگران درست برخورد کرده اید؟ آیا با خود صادق بوده اید؟ آیا به طور ناخواسته برای تأمین اهداف دیگران گام برمی دارید؟ از طرفی روند زندگی کاملا منصفانه است؛ زیرا غم و اندوه باعث رشد و پیشرفت می شود و پیشرفت، نه تنها غم و اندوه را بی ضرر می سازد، بلکه آن را مفید و سودمند نیز می کند.

۷) تحت روان درمانی قرار بگیرید

گاهی اوقات ممکن است در زندگی با مشکل بزرگی؛ مانند طلاق، بیکاری، یا بیماری خطرناک مواجه شده یا دچار عادت مخربی؛ مانند استعمال دخانیات، سوءمصرف، استفاده نادرست از داروها یا پرخوری شوید. در این موارد کمک دیگران می تواند کلید مشکل شما باشد. معالجات انفرادی یا گروهی اغلب در حل مشکلات اساسی زندگی کاملا ثمربخش است.

۸) بر وسوسه عادات ناپسند خود غلبه کنید

عادات ناپسند، رفتارهای دیرینه ای هستند که شما را به سمت خود می کشانند. هنگامی که این رفتارها به سراغتان می آیند، رهایی از آنها دشوار است و شما به راحتی به این نتیجه می رسید که نمی توانید با این حالت کنار بیایید». نکته این است که مجبور نیستید با آن کنار بیایید. وسوسه عادات ناپسند (به خصوص از نوع مادی يا مانند دخانیات، کافئین و …) معمولا کمتر از دو دقیقه طول می کشد. آنها شما را فریب می دهند تا تصور کنید آنها هرگز و تا ابد دست بردار شما نیستند؛ بنابراین هر گاه هوس عادات ناپسند به سراغتان آمد، سعی نکنید آن را نادیده بگیرید؛ بلکه روی آن تمرکز کرده و با اعتماد به نفس آن را تحمل کنید.

9) سه هفته آن را امتحان کنید

سازگاری با عادات و رفتارهای جدید مستلزم زمان است. معلوم شده است هر رفتار جنیدی اگر به مدت سه هفته دنبال شوند، به احتمال زیاد به صورت عادت دائمی در می آید. در ابتداء رفتار جدید، غریب به نظر می آید و مستلزم تلاش آگاهانه است؛ اما بعد از سه هفته به صورت بخشی از وجودتان در می آید. اگر واقعأ مصمم هستید که تحولی ایجاد کنید، خود را وادار کنید که با آن حداقل به مدت سه هفته زندگی کنید.

۱۰) با افراد مثبت اندیش معاشرت کنید

تصمیم جدی بگیرید که بیشتر در کنار افراد مثبت اندیش باشید، افرادی که نسبت به زندگی و پیشامدهای آن اشتیاق زیادی نشان می دهند. این گونه افراد شما را در پیشرفت و تعالی یاری می کنند و این امکان را فراهم می آورند که شما نیز آنها را در رشد و پیشرفت حمایت کنید. این امر، بخش بزرگی از فلسفه زندگی و دوستی است

۱۱) کارهای خوب خود را برجسته نمایید

لیستی از کارهایی که آنها را خوب انجام می دهید تهیه کنید. این کارها می تواند هر چیزی باشد، از نقاشی و خواندن گرفته تا ورزش کردن و حتی لطیفه گفتن. اگر در تهیه این فهرست مشکل دارید، از دیگران کمک بگیرید، سپس کارهایی را به شهرست اضافه کنید که دوست دارید در آنها موفق باشید. هر روز از خود به خاطر کارهای خوبی که انجام داده اید تعریف کنید. فقط نگویید «من خیلی عالی» هستم. سعی کنید معیار خوبی را که دارید خاص تر ببینید؛ مثلا «من برای فلان ارباب رجوع امروز کارهای خوبی انجام دادم» یا «بهتر از آنکه فکر می کردم در امور کاری مشارکت واشتم» هر شب قبل از خواب، سه مورد از کارهایی را که در طول روز خوشحال تان کرده در فهرست خود بنویسید

۱۲) با افکار منفی خود مبارزه کنید

وقتی فکر منی به سراغتان می آیند و می خواهند دلسردتان کنند، سعی کنید آنها را از ذهن خود بیرون کنید. هنگامی که این کار را می کنید، قدرت ناامیدکننده این نداها را از آنها می گیرید. با تمرکز روی خصوصیات خوب و کارهای خوبی که انجام می دهید، یاد می گیرید که خود را بپذیرید و دوست داشته باشید. اجزای اصلی تشکیل دهنده عزت نفس قوی، «ارزش و اهمیت است. ارزش و اهمیتی که به خود و کارهای خود می دهید.

نکات کلیدی برای افزایش عزت نفس

1- هرگز خودتان را با دیگران مقایسه نکنید؛ چرا که هر قدر هم شما بخواهید، ارزیابی شما منطقی نیست. خصوصیات شما می تواند به هزار شیوه مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد.

۲- توجه داشته باشید؛ اگر به هر علت کاری را اشتباه انجام داده اید، برچسب بدبودن به خود تزئید. هرگز احساس گناه یا بدبختی نکنید؛ بلکه فقط بپذیرید که کاری را اشتباه انجام داده اید، در این صورت آسان تر می توانید رفتارتان را تغییر دهید. افرادی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، افرادی نیستند که اصلا اشتباه نمی کنند؛ بلکه کسانی هستند که به سرعت از اشتباه خود درس گرفته و از آن برای پیشرفت و تغییر مناسب استفاده می کنند.

٣- دلایل رفتارهای کنونی خود را در ابعاد سیاسی، جسمانی، اجتماعی و اقتصادی جستجو کنید، نه در کاستی های شخصی خود؛

۴- به خودتان اعتماد کنید، در کارهای خود تأخیر نیندازید و سعی کنید به نتایج بلندمدت توجه بیشتری نمایید.

۵- صبر داشته باشید و استمرار در کارها را پیشه کنید. یادگیری هر مهارت مدت زمان زیادی می طلبد و باید برای هر کاری که انجام می دهید به اندازه نیازه زمان بگذارید.

۶- زمانی که دیگران با شما رفتاری شایسته دارند، شما نیز با آنها منطقی رفتار کنید.

7- اگر دیگران در ارتباطشان با شما رفتار مناسبی ندارند و ممکن است از رفتار خود آگاهی نداشته باشند، سعی کنید به آنها توضیح دهید تا رفتارشان را اصلاح کنند.

۸- در صورتی که مشاهده کردید دیگران رفتار نامناسب و ناشایستی با شما دارند و توضیحات و صحبتهای شما نیز تاثیری ندارد. کاری کنید که همان اندازه آنها را ناراحت و رنجیده سازد البته بدون خشم، احساس گناه، دلسوزی و ترس از پذیرفته شدن .

۹- به خاطر داشته باشید گاهی اوقات شکست و ناامیدی توفیق اجباری است و به شما یادآوری می کند که اهدافتان درست نبوده و آن تلاش ارزش این کار را نداشته و از یک شکست بزرگتر بعدی جلوگیری می کند.

۱۰- نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و اهدافتان را بر پایه آن تعیین نمایید و معین کنید به چه چیزی معتقدید و واقعا دوست دارید زندگیتان چگونه باشد.

۱۱- به خودتان یادآوری کنید که درباره هر اتفاقی دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد و واقعیت هیچگاه چیزی بیشتر از توافق مشترک میان افراد نیست. به جای تکیه بر نقاط افتراق، وجوه مشترک خود با دیگران را تقویت کنید.

۱۲- زمانی را برای استراحت، تفکر، گوش دادن به ندای درون خود، لذت بردن از تفریح در طبیعت و فعالیتهایی که می توانید به تنهایی انجام دهید، تعیین کنید. بدین ترتیب می توانید با خودتان راحت زندگی کنید.

logo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *