#


رفتار مثبت و سلامت روانی

۲۴ شهریور ۱۳۹۷ بدون نظر 221 بازدید

رفتار مثبت و سلامت روانی

با رفتارهای مثبت سلامت روان خود را به دست آورید

ارایه دهندگان خدمات بهداشتی، فعالان عرصه جامعه ایمن و هر خواننده دیگری که می تواند در زندگی شخص دیگران تاثیر گذار باشد، نباید تنها به نجات زندگی کسانی که از مشکلات روانی در رنج هستند بپردازند. آنها باید به بهبود و رشد توانهای بالقوه مثبت مردم عادی نیز کمک کنند. در اینجا مجددا بحت خردجمعی مطرح می شود. با ترغیب و توانمندسازی کل جامعه یا یک گروه هم سال در هر مرحله زمانی می توان تعداد و نسبت جمعیت دچار درک نادرست را کاهش داده و تعداد افرادی را که موفقیت های بالایی کسب می کنند، افزایش داد.

آیا ممکن است از این طریق جامعه ای ایجاد کرد که تمام افراد آن از حد متوسط بالاتر باشند؟ ممکن است متخصصان آمارهای گروهی فریاد بزنند که نه ممکن نیست. ولی به هر حال اگر این آرزو را به شکل دیگری بیان کرده و سوال کنیم که آیا ممکن است جامعه ای بنا کنیم که کارکرد اکثریت افراد آن در حد بالاتر از متوسط باشد (نسبت به نسل قبلی)، ممکن است پاسخ آری باشد.

برای رفتار مثبت و سلامت روانی تعاریف مختلفی ارایه شده است. به ادعای زیگموند فروید توانایی عشق ورزی و کار کردن می تواند شروع مناسبی برای بیان سلامت روانی باشد. به شکلی اختصاصی تر می توان گفت که اشخاص و یا گروههایی که رفتاری مثبت داشته و از سلامت روانی نیز برخوردار هستند داری کیفیت های مشخص و مشترکی که در زیر به آنها اشاره شده است، می باشند. مراقبان سلامت و فعالان جامعه ایمن نباید تنها به نجات زندگی کسانی که از مشکلات روانی در رنج هستند بپردازند، آنها باید به بهبود و رشد توانهای بالقوه مثبت مردم عادی نیز کمک کنند.

– در سطح فردی

الف) با خود خویشتن پذیری

افراد خویشتن پذیر با خویشتن خویش راحت هستند به این معنی که الزاما همیشه از خود و کارشان راضی نبوده و به طور یقین مغرور نیستند و خود را غیرقابل انتقاد نمی دانند ولی به ارزش های خود باور دارند. در مجموع فکر می کنند که درست کار می کنند.

عزت نفس: افرادی که عزت نفس دارند تصور می کنند که زندگی آنها ارزشمند بوده و ارزش آن را دارند که خود را دوست داشته و به خود احترام گذارند و دیگران نیز به آنها احترام گذاشته و دوست شان داشته باشند.

واقع گرایی افراد واقع گرا، درک منطقی صحیحی از محیط اطراف، توانایی ها و محدودیت های خود دارند. روانشناسان آن را واقعیت آزمایی خوب نامیده اند. کارآمدی داشتن این کیفیت به انسان توانایی مراقبت و اداره کارهای جاری زندگی و برخورد با مشکلات تازه را می دهد. چنین افرادی به توانایی و برنامه ریزی خود در حدی منطقی ایمان دارند.

خودگردانی هیجانات: کسانی که دارای این کیفیت هستند نه تنها قادر به انجام و برخورد با وظایف و مشکلات روزانه هستند بلکه می توانند فرایندهای روانی درون خود مثل هیجانات شدید، ترس، عدم اطمینان و درگیری های بین فردی را نیز اداره کنند. هجوم احساسات قوی از سوی خود و دیگران نمی تواند آنها را از میدان به در کند.

ب) با دیگران

آنهایی که از سطح بالایی از سلامت روانی و رفتاری برخوردار هستند می توانند رابطه مستمر رضایت بخشی با دیگران داشته باشند. آنها می توانند به دیگران اطمینان کرده و اطمینان و احترام دیگران را نسبت به خود برانگیزند.

چنین افرادی دیگران را فریب نداده و به آنها آزار نمی رسانند و از سوی دیگر، این رفتار را از دیگران نیز انتظار ندارند. آنها قادرند که نسبت به افراد نزدیک به خود، اعم از فامیل و با دوست، عشق ورزیده و صادقانه از آنها حمایت کرده و رفاه أنها را مقدم بر خود بدانند.

ج) زندگی مولد

مسوولیت روزانه زندگی در طول عمر دست خوش تغییرات زیادی می گردد. وجود حداکثر وابستگی در دوران نوزادی و ناتوانی های شدید، یک هنجار است، ولی از کسانی که توانایی بیشتری برای کار کردن دارند قبول مسوولیت، اجرای وظایف و فعالیت اجتماعی انتظار می رود. گاهی اوقات باید در شرایط و تقاضاها بر حسب محدودیت توانایی های فردی تغییراتی داده شود.

به این معنی که به منظور افزایش توانایی های شخصی برای غلبه بر جریانات منفی و تکمیل نیازهای زندگی، لازم است که از آموزش، مهارت آموزی، آمادگی برای والدی، بهبود خودکارآمدی و غیره استفاده شود.

افرادی که از سلامتی روانی مناسبی برخوردار هستند مسوولیت های خود را پذیرفته و اجرا می کنند و اغلب نیز دست آوردهای بیشتری خواهند داشت. آنها فکر کرده و با توجه به واقعیات موجود، بدون آن که ترس بر آنها غلبه کرده و یا انتظارات غیر منطقی داشته باشند، برنامه ریزی می کنند. این افراد از تجارب و چالش های جدید استقبال کرده و برای حل مشکلات اطرافیان و جامعه خود کوشا هستند.

این کیفیت سلامت مثبت روانی فردی می تواند به افراد فامیل و اجتماع نیز گسترش یابد. در حقیقت این دیدگاهای مثبت روانی را می توان به واحدها و مؤسسات بهداشتی و یا حتی سازمان های ملی در سطح کشور گسترش داد.

– در سطح خانوادگی:

الف) خویشتن پذیری، عزت نفس، واقع گرایی، کارآمدی: آیا تمام افراد خود را عضو خانواده دانسته و خانواده آنها را قبول دارد؟ آیا این مجموعه خود را یک خانواده می داند؟ آیا اعضای خانواده می توانند در زمینه نکاتی که رضایت بخش نیست کار کنند؟ آیا اعضای خانواده دارای دیدگاه مراقبت های جمعی آتی برای اعضای خود است؟ آیا اعضای خانواده در اغلب اوقات خالق شادی و نشاط بوده و از یکدیگر حمایت می کنند؟

ب) رضایت مستمر، اعتماد و وجود روابط دلسوزانه: آیا خانواده و اعضای آن در برقراری رابطه با دیگر افراد خارج از خانواده – همسایگان، اولیای مدارس، مغازه ها و کارگاه ها – مشکلی ندارند؟ آیا این خانواده دوستان نزدیکی که آنها را با سایر افراد جامعه مرتبط کنند، دارند؟ آیا در جامعه درگیری هایی وجود دارد که منجر به عدم دوستی و یا تنفر اعضای خانواده با دیگر خانواده ها و یا گروه ها شده و یا از کسانی که فکر می کنند مورد تنفرشان هستند، ترس داشته باشند؟

ج) سازگاری با مسوولیت های زندگی و مولد بودن: آیا خانواده می تواند از خود مراقبت کرده و نیازهای خود را برآورده کند؟ آیا افراد بالغ خانواده قادر به تأمین غذا، مسکن، مراقبت و حفاظت از اعضای خود می باشند؟ آیا اعضای بزرگتر خانواده قادر به تأمین یک محیط احساسی سالم و ایمن می باشند؟

آیا آنها به کودکان خود شیوه گذران یک زندگی سالم را می آموزند و از آنها می خواهند که چنین شیوه ای از زندگی را ادامه دهند؟ آیا آنها استعدادهای کودکان خود را پرورش می دهند؟ آیا آنها کمک به بلوغ کودکان خود می کنند؟ آیا آنها کودکان خود را برای احترام گذاشتن و کمک کردن به دیگران آموزش می دهند؟ آیا خانواده برای کارهای خود از قبل برنامه ریزی می کند؟ آیا خانواده با مشکلات پیش آمده برخورد سریع کرده و در این زمینه نیاز تمام افراد را در نظر می گیرد؟

– در سطح اجتماعی:

الف) خویشتن پذیری، عزت نفس، کارآمدی: آیا جامعه به ارزشمندی هدف های خود باور دارد؟ آیا جامعه افراد خود را قبول دارد؟ آیا جامعه گوناگونی کامل افراد خود را | پذیرفته و وجود نیازها، کیفیت ها و استعدادهای گوناگون آنها را قبول دارد؟ آیا اعضای جامعه همکاری پیوسته ای با یکدیگر دارند؟ آیا افراد جامعه در زمینه ادراکات و محیط زیست خود، واقع گرا است؟

ب) روابط با گروه های دیگر: آیا جامعه و سازمان های آن روابط متقابل مفید و سازنده با افراد و سازمانهای خارج از خود دارد؟ آیا جامعه در ارتقای ارزش های اخلاقی مثبت و احترام به دیگران کوشا است؟

ج) مولد مسوول: آیا جامعه مسوول، مولد و قابل انعطاف است؟ آیا برای رفاه همگان برنامه ریزی قبلی دارد؟ آیا می تواند نیازهای جمعی خود را برآورده کند؟

ارزیابی وضعیت سلامت و ایمنی یک جامعه به وسیله یک مهندس بهاداشت یا ایمنی و با بررسی کیفیت آب آشامیدنی، دستگاه دفع فاضلاب و زباله و کنترل الودگی هوا و ایمنی وسایل نقلیه صورت می گیرد. ممکن است یک کارشناس برنامه ریز سلامت و ایمنی عمومی این ارزشیابی را با شمارش افراد و مراکز ارایه کننده خدمات سلامت و ایمنی در جامعه انجام دهد. امروزه کارشناسان سلامت و ایمنی می توانند سلامت و ایمنی رفتاری فرد و گروه را به طور منظم ارزشیابی کنند.

این ارزشیابی می تواند با توجه به ۳ معیاری که در بالا مورد بحث قرار گرفت و انتخاب شاخص های مشخص برای اندازه گیری هر کدام از آنها، نه تنها برای سلامت روانی بلکه برای بسیاری از مسایل سلامت و ایمنی دیگر، صورت گیرد.
جهش بعدی برای بهبود سلامت و ایمنی جهان در ارتباط با آموزش، توانایی و اتخاذ رفتاری که به پیشگیری از بیماری و آسیب و بهبود سلامت و ایمنی می انجامد، می باشد. این رفتار، مورد تایید علوم بوده و شیوه های به اجرا گذاردن آن در این راهنما و منابع زیاد دیگر گفته شده است.

اختصاص دادن این بخش از راهنما، در قسمت اول آن، به سلامت و ایمنی روانی و رفتاری نیز به همین منظور بوده است. مراقبت از ریه ها، کبد، اعضای بدن و قلب باید با سلامت و ایمنی روانی و رفتاری شروع شده و در همین راستا باید از اعضای خانواده و جامعه نیز مراقبت شود.

برچسب ها
به اشتراک بگذارید


دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

ارسال دیدگاه جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *