مجله ماشین

دلایل ابتلا به ناتوانی های جنسی کدامند؟

ناتوانی جنسی

اشکال مختلف ناتوانی جنسی کدامند؟

اقسام آن زیاد است ولی بهتر است از نوعی شروع کنیم که در واقع بیماری نیست و روزی نمیشود که چند نفر از این قبیل اشخاص به متخصصین رجوع ننمایند، مثلا شخصی که خیلی جوان بود با یک نگرانی شدید به پزشک رجوع کرد و اظهار داشت « نمیدانم چه شده است که دیروز برای اولین بار این حالت… برایم پیش آمد»، گاهی شوهرها شکایت دارند که پس از چندین ماه یا چندین سال که با زن خود روابط جنسی کامل داشته اند یک دفعه عوض شده دیگر قادر نیستند تکالیف زناشویی را انجام دهند.

پاره ای اوقات عشاق به همین درد مبتلا هستند یعنی پس از مدتی که آرزوی ملاقات طرف را داشته اند پس از اینکه موفق به دیدار معشوقه خود میشوند نمی توانند از وجودش متمتع گردند و غیر از خجالت و سرافکندگی برای آنها چیزی باقی نماند. این حالت که اغلب تکرار می شود بیشتر نزد مردان خیلی جوان بروز می کند و علت اینکه از این باره زیاد نگران می شوند آن است که نمیدانند این امر زودگذر و موقتی است و فکر می کنند تنها مردی بوده اند که به آن مبتلا شده اند. باید تمام جوانان بدانند و این موضوع را به رفقای خود اظهار دارند که این پیش آمد یک حالت فیزیولوژیکی یعنی طبیعی است و کسی نیست که یک دفعه در عمرش دچار آن نشده باشد. خستگی جسمی یا روانی، غم و غصه، اضطراب، خیالات، عامل این حالت بوده ممکن است آن را شدت دهند. آیا کسی وجود دارد که در زندگی یک دفعه اشتهایش به غذا کم نشده و یا دچار بی خوابی نگشته و تمام شب را نخوابیده باشد؟ پس با شرح و مثال فوق موضوع عدم امر وظیفه زناشویی که گاهی پیش می آید ابدأ جزو بیماری محسوب نمی شود.

ناتوانی های مختلف

پس ناتوانی جنسی حقیقی کدام است؟

ناتوانی جنسی کاملا حقیقی بسیار نادر است ولی وجود دارد مثلا بعضی از پسران با وجود اینکه سالم هستند در سن بلوغ، آن احساسی که سایرین در این سن دارند و کاملا طبیعی است ندارند و از نظر فیزیکی هم عضو آمیزشی تحریک نمی شود و اساسأ فكر رابطه آمیزشی در جسم و روان آنها وجود ندارد. این جوانان از نظر صور ظاهر خیلی فربه بوده و پوست نرم دارند و علاقه به ورزش و کار ندارند. اگر این حالت به علت تأخیر بلوغ باشد که ۱۴ تا ۱۸ سالگی پیش می آید چندان مهم نیست چون ابدا فرق ندارد که شخص در سن ۱۴ یا ۱۸ بالغ شود ولی اگر از این تاریخ بگذرد اسباب نگرانی است و ابدأ طبیعی نیست که مثلا شخص در سن مشمول نظام وظیفه به حد بلوغ برسد.

آیا ممکن است این حالت تمام عمر ادامه داشته باشد؟

بله، مردانی وجود دارند که تمام عمر رابطه جنسی نداشته و هوس آن را هم نکرده اند و به همین جهت ممکن است انحراف جنسی پیدا کرده مثلا (مفعول) شوند.

آیا این ها را می شود جزو خواجه ها محسوب کرد؟

خیر، در خواجه ها نقص اعضاء آمیزشی وجود دارد (از روز تولد یا بعدا به علت حادثه و قطع کردن) در صورتی که در طبقه فوق اعضاء آمیزش کلا سالم و طبیعی می باشند فقط نقصی در انجام وظیفه میباشد به هر حال همانطور که در بالا اشاره کردیم این حالت نادر است و همانطور که در پایین ذکر خواهیم کرد ممکن است علاج پذیر هم باشد.

بین این دو حالت یک نوع دیگر هم وجود دارد که یک دفعه در شخص عارض میشود که درجات مختلف دارد و عده زیادی به آن مبتلا هستند. مثلا شخصی که همیشه توانایی جسمی طبیعی داشته یک دفعه قادر به انجام آن نیست! این حالت محرومیت قطعی نبوده بلکه جزو بیماری هایی است که قابل درمان می باشد.

آیا این حالت زیاد است؟

خیلی بیشتر از آنکه بشود فکر کرد، اولا در هر سن و در هر دوره زندگی پیش می آید. ثانيا اقسام و درجات مختلف داشته که بستگی به سن، نوع زندگی، سلامتی، و طرز فکر و روان شخص دارد.

آیا این از همان نوع زودگذر است و موقتی است که در بالا اشاره شد؟

خیر، چون این قبیل ناتوانی هفته ها بلکه ماه ها و گاهی سال ها دوام دارد و کم و بیش کامل است گرچه چند وقت در شخص توانایی جنسی ایجاد می شود ولی مجددا از بین می رود و در بعضی ها ابدا تغییر نکرده و همین وضع ناتوانی ادامه دارد و شما زود خواهید دید که این قبیل ناتوانیها تا اندازه ای به سهولت درمان می شود.

ناتوانی جنسی حقیقی معمولا تدریجی است

نوع دیگری وجود دارد که یک دفعه پیش نمی آید بلکه به تدرجی در شخص ظاهر می شود که هوس شخص و فاصله آن کمتر شده تمتع کامل نیست و به همین نحو جریان دارد تا اینکه به کلی میل و هوس قطع می شود. در این ناتوانی تدریجی معلوم است سن نقش مهمی دارد و تمایل جنسی مانند تمام وظایف اعضاء دیگر با زیاد شدن سن کم می گردد وظیفه جنسی خلق می شود، علاوه می گردد، ثابت می ماند، نقصان می یابد، این موضوع در اشخاص بکلی متفاوت است بستگی به سازمان شخص دارد ما اشخاصی را می شناسیم که پس از ۷۰ سالگی با کمال خوبی قادر به انجام و تکالیف جنسی هستند. ولی به طور کلی کم شدن توانایی که از سن ۵۰ سالگی شروع می شود کاملا سالم طبیعی است.

آیا موضوع بروز یائسگی در مردان هم مانند زنان صحت دارد؟

نه به آن معنی چون یائسگی زنان ارتباط به قطع شدن تخم گذاری از ناحیه تخمدان می باشد و در مردان این جریان وجود ندارد و فقط می توانیم بگوییم در آن سن که حدود ۵۰ سالگی است قواء جنسی کم می شود در صورتی که از نظر فیزیولوژیکی مرد کاملا سالم می باشد. حال اگر مردی در سن ۶۰ سالگی از این بابت شکایت دارد باید بداند که ۹ نفر از ۱۰ نفر به علت زیادی سن است ولی اگر مرد ۳۰ یا ۴۰ ساله از آن شکایت داشته باشد باید در نقص علت بود تا درمان به عمل آید. به طور کلی ناتوانی های تدریجی مشکل تر از ناتوانی های اتفاقی درمان می شود با وجود این ها می توان کمک زیادی کرد. در تمام این موارد باید علت کشف شود پس لازم است یک معاینه پزشکی عمیق و کامل به عمل آید.

ترس و ناتوانی جنسی

یکی از برجسته ترین اشکال عدم توانایی جنسی، نوعیست که آن را ناتوانی خیالی نامند که ناشی از هیجاناتی از قبیل خشم با ترس و با تنفر است. در زندگی مدرن امروزی، این نوع ناتوانی جنسی خیلی شایع شده است. زیرا بیشتر گریبان گیر افرادی می شود که دچار ضعف عصبی هستند. بر هیچ کس پوشیده نیست که تعداد بیماران عصبی که به علت فشار و جبر زندگی و تحریکات زیادی که به سلسله اعصاب آنها وارد می شود، برخلاف قرون گذشته سال به سال رو به تزاید است.

تقریبا هیچ فردی را که علاقمند به امور جنسی باشد، نمی توان یافت که عواملی نظیر خستگی، ناخشنودی و یا خشم او را به نارسایی موقتی جنسی مبتلا نکرده باشد.  اکثر این افراد اگر فورا به علت حقیقی نارسایی موقتی پی برده و از این بابت نگرانی به خود راه ندهند در محیط و شرایط دیگر منتهی قدرت جنسی را از خود نشان می دهند. از طرف دیگر افراد ترسو و آنهایی که اعصاب فوق العاده ضعیفی دارند، تصور میکنند که دچار نقص جنسی شده و به مرور زمان تصویر سیاه و مبهمی در مغزشان نقش می بندد و بالاخره به ضعف جنسی خود اعتراف کرده و برای آنها این فکر پیدا می شود که مبتلا به ناتوانی جنسی هستند و احساس می کنند که هیچ چیز در دنیا باعث درمان آنها نمی باشد.

احساس ترس دائم از ناتوان شدن را که نوع خطرناک ناتوانی جنسی است، نشان میدهد. این احساس ترس زندگی شخصی را در تمام مدت عمر به خطر انداخته و بعضی اوقات منجر به خودکشی او می شود. سیمیلاین مقالات متعددی درباره خودکشی هایی که به علت این نوع احساس ترس از ناتوانی جنسی پیش می آید، منتشر نمود. این احساس عبارت است از دائم ناتوان شدن و عملا منجر به یک ناتوانی نسبی و حتی بعضی از اوقات تبدیل به ناتوانی جنسی کامل خواهد شد. قبل از آنکه این ناراحتی عادت ثانوی شود، باید بر علیه ترس اقدام نمود و آنرا از خود دور ساخت.

افراد بی شماری به علت رنج بردن از این بیماری روانی عجیب که خود نیز بدان آگاه هستند، ازدواج نکرده اند و این به خاطر آنست که از ابتدا جرات نداشته اند که ناراحتی خود را با طبیب حاذقی در میان بگذارند. اگر شخص آنقدر عاقل باشد که بتواند حالات و مشکلات روحی خود را تجزیه و تحلیل کند، آن وقت خواهد توانست بیماری خود را هم درمان نماید و از طرف دیگر اگر دارای چنین قدرتی باشد، هرگز به چنین ناراحتی روحی دچار نخواهد شد. بنابراین لازم است که از شخص دیگری برای مبارزه با این ناراحتی کمک بگیرد. به عنوان مثال اگر این افراد به یاد آورند که چطور برای اولین بار بعد از یک غذای مطبوع، در آمیزش توفیق یافته اند احساس مسرت نموده و از احساس ناتوانی خود حیران می شوند. اگر بتوانند تشخیص دهند که چند ماه قبل از نظر جنسی مثل سایر مردها بوده و اکنون هم در دستگاه تناسلی خود هیچگونه ناراحتی ندارند، شاید بتوانند بر ترس خود فائق آمده و نیروی مردانگی خود را به دست آورند.

مواردی که درمان خود به خود، به وسیله نیروی اراده شخص انجام گرفته باشد، استثنایی است. معمولا به سراغ طبیب می آیند و اینجاست که پزشک با یکی از مشکل ترین امور روبرو می شود و باید از تجارب و بصیرت و نیروی خود برای مسرور نمودن بیمار محزونش استفاده کند.  قدیمی ترین روش موفقیت آمیز در درمان این نوع ناتوانی عبارت از تجویز داروهای بی ضرر می باشد. باید بیمار را مطمئن نمود که داروهای تقویتی دستگاه تناسلی کام نیروی مردانگی را به او باز خواهد گردانید.

تمام مؤلفین نمونه هایی از این نوع درمان را ذکر می کنند. زمانی یکی از افراد با یکی از آشنایانش که به او گفته بودند که مبتلا به ترس از ناتوانی است به نزد پزشک آمد. پزشک بدون مقدمه درباره اثرات یک داروی تقویتی شروع به صحبت کرد و ضمنأ بدون آنکه بیمار متوجه باشد، زیر چشمی او را می پاپید و دریافت که خیلی به گفته های پزشک علاقه مند است ولی او هرگز وارد مکالمه ها نشد. روز بعد بیمار به تنهایی نزد پزشک آمد و از او خواست تا قدری از آن دارو را در اختیارش بگذارد. پزشک چند قرص بی ضرر را که در دوتای آنها کمی از آن دارو وجود داشت، به او داد و تأکید کرد که یک قرص را قبل از جماع بخورد و نیز پیشنهاد کرد که ابتدا آن دو قرص را مصرف کند. در ضمن با کمال اطمینان به او تلقین کرد که بعد از خوردن ۷ قرص کاملا درمان خواهد شد. نتیجه مطابق دلخواه بود زیرا بیمار کاملا شفا یافت.

«مونتین»، نویسنده و فیلسوف بزرگ فرانسه در مقالات مشهور خود درباره درمان موفقیت آمیز این بیماران سخن رانده است. درمان تمام موارد ناتوانی به این سادگی که من ذکر کردم نیست. زیرا غلبه بر ترس زودگذر در مواردی که تازه باشد آسان است، در حالیکه غلبه بر ترس که عادت هر روزه و هر ساعته بیمار شده و چون سایه به دنبال اعمال و افکار و امیال او کشیده شود، کاری است بسی دشوار.

مردی که دچار ترس از ناتوانی جنسی است، وقتی که به زن زیبایی، برخورد می کند، فورا به این فکر می افتد که حتی اگر زن نسبت به او عشق بورزد، وی هرگز قادر به لذت بردن از او نخواهد بود. او زنان و شوهرانی را که بازو به بازوی هم داده و حرکت می کند می بیند و آه می کشد و لذت می برد. او شب ها، رویاهای موفقیت آمیز عشقی را به خواب می بیند و به نظرش ساده و امری طبیعی جلوه می کند و حال آنکه مجبور است به علت نداشت انرژی جنسی لازم از آن دست بردارد. از موضوعات شهری لذت نمی برد بلکه برعکس از رفتار خود می ترسد و از اینکه مورد تمسخر دیگران قرار بگیرد بیم دارد. مغزش کاملا از این افکار آزار دهنده و پریشان پر است و قادر به انجام عمل لازم جنسی نیست. گویی از سنگ ساخته شده است که حتی نوازش های طولانی هم در او مؤثر نمی افتد و مثل مجسمه ای بی روح باقی می ماند.

چنانکه تاکنون تأکید شده است، این نوع ناتوانی اغلب منشاء روانی دارد ولی اگر چه ترس از ناتوانی جنسی بطور نادر سبب از کار افتادن دستگاه توالد و تناسل می شود، ولی اصولا این دستگاه در دنباله عصبانیت و هیجانات مختلف از کار افتاده و علائم ناتوانی جنسی پیدا می شود. البته ضعف عمومی مادرزادی و یا ابتلاء مختصر نخاع شوکی را نیز نباید از نظر دور داشت.  برای درمان ناتوانی جنسی قبل از هر کار، باید علت پدید آورده آن را یافته و برطرف نمود. بنابراین اولین وظیفه پزشک اینست که ابتدا علل جسمانی ناتوانی را کشف و درمان کند و همزمان با آن در شناختن علل هیجانی و روانی مکشوف یا مخفی نیز کوشش نماید.

برای کشف علت اخیر بهتر است بیمار با یک روان شناس پزشک مشورت کند. بعد از درمان علل جسمانی، وضع بیمار به طور قابل ملاحظه ای بهبود خواهد یافت . از نظر درمان این نکته لازم به تذکر است که باید از داروها و رژیم مناسب آن هم تحت نظر پزشک و برای مدتی کوتاه استفاده نمود. همزمان با آن برای جلب اطمینان بیمار به نیروی مردانگی خود، پیسیکوتراپی (روان درمانی) مفید به نظر می رسد زیرا به این ترتیب حس اطمینان مریض به خود افزایش می یابد.  بعد به تدریج مقدار مصرفی دارو را کم میکنیم رفته رفته نگرانی بیمار کاهش یافته و روابط جنسی برای او لذت بخش خواهد بود.

وقتی که ترس از ناتوانی جنسی چند سال طول کشیده باشد، لازم است که بیمار شریک شایسته ای را برای خود انتخاب نماید. برای درمان ناتوانی بیمار که باید با تمام قدرت، مراکز روحی و فکری و احساسات بیمار را تحت تسلط خود درآوریم بعضی از پزشکان مشهور از درمان بیماران خود، به علت سرپیچی آنها از بکار بردن دستوراتشان خودداری کرده اند. البته برای پزشکی که چندین ماه کوشش کرده تا بیمار خود را مطمئن کند که دارای قدرت جنسی طبیعی می باشد، دلسرد کننده است که بیمارش با آوردن عذرهای بچگانه از جستجوی زن مناسبی که نه او را تحقیر و نه دلسرد کند، امتناع نماید . چنین مردان بعد از آمیزش لذتی نبردند، اطمینانشان نسبت به طبیب خود سلب شده و او را متهم به بی لیاقتی می کنند. اما ازدواج برای افرادی که ترس از ناتوانی جنسی دارند، لازمست اگر طبيب معالج تأیید کند که بیمار بهبود کامل یافته است مریض می تواند با آسایش خاطر ازدواج نماید.

دلایل دیگر خستگی و ناتوانی جنسی

قبلا باید دانست بیشتر خستگیها و ناتوانی جنسی در مردان به علت سن نیست (مخصوصا در زناشویی) بلکه اغلب اوقات عوامل روانی در این امر دخالت دارند.در این روابط زناشویی اگر رابطه جنسی به خوبی برقرار نشود هر یکی از آنها طرف را مقصر می داند مثلا زن میگوید: مرد مبتلا به ناتوانی جنسی است و مرد اظهار می دارد زن سردمزاج است. این تصورات سبب اختلاف نظر و کشمکش آنها می گردد و روزگار آنها تباه و مختل می شود. گرچه ممکن است این عوامل تا حدی دخالت داشته باشند ولی به این اندازه که تصور می رود وجود ندارد بعلاوه تمام اینها تا اندازهای قابل اصلاح و درمان می باشد.از نظر علمی ناتوانی در مردان به دو نوع تقسیم میشود: ناتوانی در رابطه جنسی و ناتوانی در تولید نسل:

در قسمت اول در مرد نعوظ یا به طور کامل نیست و یا اساسأ وجود ندارد و یا قبل از انزال حاصل میشود برای این حالت علل مختلف را ممکن است نام ببریم مانند: سیفلیس، اختلال ترشحات غدد داخلی، بیماری های مغز حرام، ضایعات عضوی در نتیجه استعمال ادویه مخدره و غیره ولی از همه مهمتر عوامل روانی و بیشتر مردان عصبی و خیالاتی و ملانکولی به علت ترس از عدم موفقیت دچار این حالت می شوند.

در قسمت دوم، علت ناتوانی در تولید نسل به کلی فرق دارد، این قبیل مردان به خوبی می توانند عمل جنسی را انجام دهند اما آنها دارای نسل نمیگردند چون ممکن است اساسا اسپروم خارج نشود و یا فاقد اسپرماتوزوئید نطفه مردانه باشند.

این قسم ناتوانی ها به علت تورم بیضه ها و یا پروستات می باشند که اغلب در نتیجه بیماری سل و سوزاک و غیره ضایعاتی در این اعضاء به وجود می آید و ما توصیه میکنیم که حتما این اشخاص خود را به معاینه متخصص برسانند چون در واقع این حالت علامت بیماریهای خاصی است که باید تحت درمان قرار گیرند. ناتوانی های جنسی اتفاقی چندان مهم نیست و زودگذر میباشد و نگرانی ندارد و چون طرفین می توانند به کمک همدیگر در رفع آن بکوشند. متأسفانه در این مورد اغلب مردان که اطلاع کاملی در امور جنسی ندارند فکر میکنند که اتفاق مهمی رخ داده است و این واقعه به مردی و (غیرت) آنها لطمه شدیدی وارد می کند و به کلی خود را باخته و از شدت خوف تا چندی اقدام به عمل جنسی نمی کنند و از زن خود دوری می نمایند. در این موقع هم زنان باید بدانند اظهار هرگونه ملامت و سرکوفت فوق العاده مرد را تحت تأثیر قرار میدهد و وضع آنها را بدتر می کند پس باید زن با سیاست و رویه خاصی مرد را از این تفکرات و تصورات و ناامیدی خارج سازد نه آنکه شماتت نماید.

اغلب ناتوانی از دوره طفولیت سرچشمه می گیرد

در ناتوانی جنسی حقیقی پیش آمدهای زمان کودکی و جوانی نقش مهمی دارند و احساس مقصر بودن که بیشتر به علت تربیت غلط است در آنها دخالت دارد. یک مختصص امور جنسی آمریکایی اظهار می دارد سردی بین زن و شوهر اغلب اوقات به علت زندگی یکنواخت زناشویی است و عواملی که باید شوهر را تحریک کند وجود ندارد به همین جهت در این موارد اگر از طرف زن تمایل نباشد و او پیش قدم نشود ممکن است مرد به ناتوانی جنسی همیشگی مبتلا گردد.

روانشناس معروف آمریکایی نورمان هائیز در همین زمینه صحبت می کند و می گوید:

«مخصوصا مردان از سن ۴۰ سالگی در رابطه جنسی کامل نیستند و اغلب آنها اظهار می دارند که نسبت به زنشان تمایل جنسی ندارند و فقط این امر را برای رضایت خاطر زن و بخاطر تکبر مردانه انجام می دهند» و این روانشناس میگوید، نباید فراموش کرد که تنها مسئله جنسی سعادت زن و شوهر را فراهم نمی کند بلکه مسائل زیاد دیگری در زندگی وجود دارند که ممکن است رابطه آنها را بدان وسائل محکوم نمایند و اگر در این قسمت ها رضایت طرفین حاصل نشود فقط با تأمین رابطه جنسی نمی شود آنها را بهم پیوند نمود.

دیگر باید دانست در سازش روابط جنسی باید از نظر روانی هم بین زن و شوهر توافق باشد و اغلب مشکلات به علت عوامل روانی است و الا عضو مردانه باید همیشه قادر به انجام وظیفه باشد. به هر حال بی تفاوتی و یکنواخت بودن زندگی زناشویی را می شود به مرور با تدابیر لازم از بین برد. امروزه جوانان بهتر از زمان های گذشته به مسائل جنسی آشنا هستند بدین جهت بهتر می توانند این سازش را فراهم نمایند در سابق جهالت و عدم آشنایی به این امور مخصوصا در زنان باعث اختلال زیادی میگشت و امروز در اشخاصی که هنوز از دوره قبل هستند و یا اطلاع کامل در این باره تحصیل نکرده اند زندگی آنها اغلب چندان سعادتمندانه نیست.

اشاره کردیم که نباید از عدم موفقیت ترسی داشت و نباید فکر کرد که این حالت سبب می شود زن او را دوست نداشته باشد و این قبیل مردان چنانکه گفتیم باید بدانند که این وضع در همه مردان گاهی پیش می آید و مخصوصأ فکر و ناراحتی های مختلف مانند صدا و موسیقی بلند و وحشت از اینکه اطاق همسایه صدای آن ها را بشنود باعث این امر می گردد و یا اطاق و تخت مناسب این امر نیست به هر حال در این مواقع باید تمام اطراف و جوانب را در نظر داشت تا هیچگونه ناراحتی وجود نداشته باشد. موضوع دیگر قطع رابطه جنسی قبل از انزال است که عده زیادی از مردان به آن اقدام می کنند تا زن باردار نشود، گرچه این امر با گسترش استعمال قرص های ضدبارداری کم شده است ولی هنوز عده ای بدان ترتیب عمل می نمایند که این خود یکی از علل مهم ناتوانی جنسی است. به علاوه این رویه چندان قابل اطمینان هم نیست. چون ممکن است مختصر اسپرم وارد مهبل شود و زن را باردار نماید. به علاوه طریقه مزبور ضرر خاصی روی اعصاب زن و مرد دارد و پزشکان همگی توصیه می کنند که مردان اجتناب از این امر نمایند و مخصوصا در مردان عصبی مزاج تأثیر بد دارد و آن ها بیشتر عصبی شده و زودتر مبتلا به ناتوانی جنسی می گردند.

No votes yet.
Please wait...
logo