#


افسردگی در زنان

۱ تیر ۱۳۹۸ بدون نظر 143 بازدید

افسردگی در زنان

طبیعی است که هر از گاهی انسان غمگین و دلتنگ شود اما تقریبا از هر ۴ زن، یکی دچار نوع شدید آن می شود که در نهایت به افسردگی بالینی ختم می شود. متأسفانه این بیماری در تعداد زیادی از زنان ( ۱۰ هزار نفر در آمریکا) بدرستی تشخیص داده نمی شود، در نتیجه درمان صحیح و به موقع را دریافت نمی کنند، تا بتوانند به زندگی عادی خود باز گردند.

نیمه شب است و شما در منزل به سر می برید، عزیزی را از دست داده اید، با دوستان بحث کرده اید و با یک ترفیع شغلی را از دست داده اید، در حالیکه بستنی بزرگی میل می کنید با خود می اندیشید که آیا زندگی ارزش این همه مشکلات را دارد یا نه؟ گاهی اوقات دلایلی برای ناراحتی دارید ولی این نوع افسردگی موقتی است. چند روز بعد ابرهای اندوه به کنار می روند و زندگی دوباره زیبا می شود. اگر واقعا دچار افسردگی بالینی باشید، این احساس ناامیدی و غم شما را رها نمی کند و اگر هم رها کند، دوباره باز می گردد؟

علائم بیماری می تواند از عدم احساس آرامش تا احساس ناتوانی متفاوت باشد. در موارد جدی این نوع بیماری، خطر اقدام به خودکشی بالاست.

تست افسردگی

برای اینکه بدانید آیا غم و بی حوصلگی موقت به سراغتان آمده و یا اینکه دچار افسردگی شده اید، آزمون زیر را انجام دهید. اگر پاسخ اكثر سؤالات و بلی» باشد (و این علایم بیش از دو هفته طول بکشد) در این صورت شما دچار افسردگی شده اید.

  • آیا به طرز وحشتناکی غمگین هستید و به مدت طولانی گریه می کنید؟
  • آیا برای به خواب رفتن مشکل دارید و یا خیلی زیاد می خوابید؟
  • آیا بدون توجه به اینکه چقدر خوابیده اید، همیشه نیاز به خوابیدن دارید؟
  • آیا همیشه احساس گناهکار بودن، بی ارزشی و بی اهمیت بودن می کنید؟
  • آیا اشتهایتان را از دست داده اید؟ و یا در خوردن زیاده روی می کنید؟
  • آیا سرگرمی ها و فعالیت هایی که زمانی بسیار دوست داشته اید، جذابیت خود را از دست داده اند؟
  • آیا در تمرکز حواس مشکل دارید؟
  • آیا افکارتان مغشوش و درهم و برهم است؟
  • آیا همیشه احساس خستگی می کنید؟
  • آیا دچار نگرانی بیمارگونه، توهم و تشویش هستید؟
  • آیا تمایلات جنسی خود را از دست داده اید؟
  • آیا فکر خودکشی در سر دارید؟

یک روانشناس می گوید:

اگر دیوارها و سقف خانه شما تار عنکبوت بسته، اگر تمایلی به استحمام ندارید، اگر منزلتان تمیز نیست، اگر علاقه ندارید از رختخواب بیرون بیایید: همه این علایم نشان دهنده افسردگی هستند.

چرا زنان زیاد دچار افسردگی می شوند؟

بسیاری از ما دوست یا آشنایی را می شناسیم که با افسردگی خود در کشمکش است. خیلی از ما نیز آن را تجربه کرده ایم. آمار نشان داده است که تاکنون زنان آمریکایی دو برابر مردان دچار افسردگی شده اند. معمولا افسردگی در زنان ۲۵ الی ۴۰ ساله، متأهل و بچه دار شایع تر است. این زنان معمولا از لحاظ اقتصادی، یا بسیار مرفه و یا بسیار فقیر، دارای اعتماد به نفس ضعيف، الکلی و یا معتاد هستند. مطالعات دقیق همه گیر شناسی نشان داده است میزان افسردگی در زنان ربطی به میل زیاد آنها به قبول افسردگی ندارد. برعکس، دانشمندان کشف کرده اند که زنان بیشتر از مردان از ابتلا به افسردگی رنج می برند.

در اینجا متذکر می شویم بروز تنها مربوط به یک عامل افسردگی نمی شود و همچنین دلیل مشخصی برای اینکه چرا زنان بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند، وجود ندارد. مطالعات نشان داده اند که در افسردگی عوامل روانی، محیطی، وراثتی و بیولوژیکی نقش دارند.

ادغام چند عامل با یکدیگر باعث شدیدتر شدن افسردگی می شود.

افسردگی

ماجرای سروتونین

احساسات و عواطف با مواد شیمیایی موجود در مغز بیان می شود. دانشمندان معتقدند: پایین آمدن سطح این مواد شیمیایی باعث ایجاد افسردگی می شود.

اگر چه حدود ۱۰۰ نوع از ناقلین عصبی شیمیایی در بدن وجود دارد، سه نوع از آنها در بروز افسردگی مؤثرترند.

  • سروتونین
  • نور اپی نفرین
  • دوپامین

قطعة سروتونین مؤثر ترین ماده در ایجاد افسردگی است. به نظر می رسد عوامل محیطی و روانی می توانند مواد شیمیایی داخل مغز زنان را تغییر داده و سطح ناقلین عصبی را پایین بیاورند. مشاهده می شود که میزان سروتونین وابسته به جنس است. پژوهش های اخیر نشان داده است که زنان کمتر از مردان ماده سروتونین تولید می کنند. طبق تحقیقات دانشگاه مک گیل میزان ترکیبات سروتونین در مغز زنان ۵۲٪ کمتر از مردان است. و این یکی از بزرگترین تفاوت ها در مبحث جنسیت است.

تولید کمتر سروتونین در زنان، احتمال خطر ابتلا به افسردگی را در آنها افزایش می دهد. مخصوصا اگر ذخیره سروتونین در اثر اضطراب و یا تاریکی زمستان تحلیل رفته باشد. اگر سطح سروتونین با شرایط محیطی متغیر است و اگر این ناقلین شیمیایی در زنان و مردان متفاوت اند، به این معنی است که جنسیت نه تنها در افسردگی بلکه در دیگر بیماری های روانی نقش مهمی ایفا می کند.

به عنوان مثال: افسردگی و اضطراب در بین زنان شایع تر است و اعتیاد به الکل، پرخاشگری و ستیزه جویی در بین مردان رواج بیشتری دارد. با این وجود، کاهش میزان سروتونین در زنان باعث ایجاد افسردگی و اضطراب و در مردان باعث اعتیاد به الکل و ستیزه جویی می شود.

افسردگی فصل زمستان: نگرش درونی

هرگاه با نزدیک شدن به زمستان دچار احساس افسردگی و بی حوصلگی شدید، بدانید که شما تنها نیستید. حدود ۱۲ میلیون امریکایی از افسردگی فصلی که مربوط به زمستان است رنج می برند. بیش از ۳۵ میلیون نفر نوع خفیف آن را تجربه کرده اند. این نوع افسردگی در زنان رایج تر از مردان است و تاکنون هنوز دلیل آن روشن نشده است.

زنانی که دچار افسردگی زمستانی می شوند، اغلب بین سنین ۲۰ تا ۳۰ سال هستند. بعضی از متخصصین بر این باورند که نیمی از زنانی که در ایالت های شمالی امریکا ساکن هستند با این مشکل روبرو باشند. متأسفانه، تعداد کمی از آنها تحت درمان های صحیح قرار گرفته اند چون تشخیص و جداسازی افسردگی معمولی از افسردگی فصلی مشکل است.

طبق گفته محققین ملی بهداشت، این تفاوت که به جنسیت مربوط می شود به دلیل حساسیت بیشتر زنان به نور و تاریکی است. در حال حاضر، ما می دانیم که هورمون ملاتونین در بروز افسردگی فصلی مؤثر است. (ملاتونین هورمونی است که به ما کمک می کند به خواب عمیق فرو برویم و در حیوانات نیز کنترل کننده تولید مثل است.)

در انسان هورمون ملاتونین (مستقر در هیپوتالاموس) فقط در هنگام تاریکی ترشح می شود، یعنی زمانی که ساعت بدن تشخیص دهد شب شده است. میزان ملاتونین دوباره در روز کاهش می یابد، (زمانیکه نور با پرده شبکیه برخورد می کند.) برعکس میزان سروتونین در شب کاهش و در روز افزایش می یابد.

موضوع جالب این است که در شرایط عادی ترشح هورمون ملاتونین در زنان در فصل زمستان بیشتر از تابستان است و این در حالی است که این تفاوت های فصلی در مردان به چشم نمی خورد. و این موضوع بیانگر این است که زنان نسبت به نور طبیعی حساس تر از مردان هستند و حتی زمانی که از نور مصنوعی استفاده می کنند باز هم تا حدی بدنشان تغییرات فصلی را که بر طول روز اثر دارند، شناسایی می کند.

توجه

به نظر می رسد بدن زنان نسبت به تغییرات محیطی نظیر میزان نور و استرس حساس است و همین عوامل بر میزان سروتونین موجود در بدن آنان اثر می گذارد.

بهترین روش درمان افسردگی فصلی نور درمانی می باشد . ارائه نوع خاصی از نور در طول زمستان که سبب از بین رفتن این نوع افسردگی در بیشتر افراد می شود . در هر صورت این بیماری باید دقیق تشخیص داده شده، و منبع نوری صحیح و با شدت و میزان کافی ارائه شود. به طور کلی شما باید با فاصله ۹۰ سانتی متری از منبع نوری (بین ۶ تا ۸ لامپ فلورسنت) به مدت سه ساعت در روز بنشینید. روشنایی نور اتاق به تنهایی برای درمان افسردگی فصلی کافی نیست. پس از چند جلسه استفاده از این منابع نوری، علائم افسردگی کم کم فروکش می کنند. از آنجایی که خود درمانی فقط بخشی از درمان است، معالجه باید همیشه زیر نظر یک متخصص انجام پذیرد. پزشک حتما داروهای ضد افسردگی را نیز تجویز می کند.

اگر از نوردرمانی استفاده می کنید، میزان داروهای شما باید کمتر باشد. اغلب پزشکان با تغییر فصل، میزان داروها را نیز تغییر می دهند و در واقع با کوتاه تر شدن روزها این داروها افزایش پیدا می کند. بسیاری از پزشکان داروی پروزاک و دیگر داروهای افزایش دهنده سروتونین را، بهترین روش درمان این نوع افسردگی می دانند. تعداد کمی از افرادی که دچار این نوع افسردگی هستند به طور موقت تمام شب را بیدار می مانند و چرخه خواب و بیداری خود را تغییر می دهند، این روش برای همه مؤثر نیست.

هورمون ها: تفاوت های زنانه

تفاوت های هورمونی موجود در جنس مؤنث احتمال بروز افسردگی را افزایش می دهد؛ هر چند بعضی از زنان سعی می کنند این مساله را انکار کنند. در حقیقت افسردگی و اختلالات هورمونی ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. تعجبی ندارد اگر بگوییم هورمونها بر روی ناقلین عصبی اثر می گذارند و آنها نیز بر زمان و میزان آزاد سازی هورمونها مؤثرند.

میزان هورمونها در زنان می تواند دلیل دیگری برای افزایش خطر ابتلای آنان به افسردگی باشد. به همین دلیل است که دختران پس از بلوغ جنسی یعنی زمانیکه هورمونها شروع به ترشح می کنند، حساس تر از پسران هستند. در حقیقت زنان بویژه در دوران مربوط به تولید مثل (قاعدگی، تخمک گذاری، بارداری و یائسگی) نسبت به افسردگی آسیب پذیرند.

هورمون استروژن با تحریک واکنش بدن در مقابل استرس، در بروز افسردگی نقش دارد. در هنگام بروز استرس، غده آدرنال به میزان زیادی هورمون کورتیزول ترشح می کند که فعالیت سیستم دفاعی و سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد و می توان گفت میزان زیاد استروژن هم باعث افزایش ترشح هورمون کورتیزول و هم باعث کاهش توانایی آن در بازگشت به میزان اولیه می شود. نتیجه معلوم است، یک واکنش طولانی عصبی، مشخص نیست که افسردگی به علت افزایش میزان کورتیزول است یا نه. ولی آنچه آشکار است این است که بدون شک این دو به یکدیگر ربط دارند. در طول دهه اخیر تحقیقات بیشتری نشان داده اند بیش از نیمی از افرادی که دچار افسردگی های شدید شده اند، میزان کورتیزول آنها زیاد بوده است در نتیجه این هورمون زنان را بیشتر به سوی افسردگی می کشاند. بویژه پس از یک تنش عصبی.

به نظر می رسد که بعضی از زنان استعداد ابتلا به افسردگی پس از تنش های عصبی را به ارث می برند. در تحقیقات انجام شده بر روی یک دو قلوی مؤنث در کالج پزشکی ویرجینیا متخصصین دریافتند: زنانی که سابقه افسردگی خانوادگی داشته اند بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.

افسردگی پس از زایمان

بیماری افسردگی در اثر هورمونها، پس از زایمان به اوج خود می رسد. کثر زنان طیف وسیعی از حالات روحی را در دوران حاملگی و پس از زایمان تجربه می کنند. عدم وجود آمادگی برای حامله شدن و انتظار تولد نوزاد، شما را گیج و مضطرب می کند.

سه الی چهار روز پس از تولد نوزاد، مادر و افسردگی پس از زایمان» را تجربه می کند. این حالتی است که برای از تازه مادران به وجود می آید و در واقع افت احساسی پس از هیجان شدید تولد نوزاد است. احساس می کنید دوست دارید بدون هیچ علتی گریه

کنید، نا آرام هستید، احساس رنجیدگی، خستگی و اضطراب می کنید. این نوع حالت ناراحتی به همان سرعتی که ظاهر می شود، خود به خود از بین می رود، اما در لب منجر به افسردگی شدید می شود و علت اینکه مادران خود به آن پی نمی برند این است که علائم آشکار این بیماری تا یک سال بعد ظاهر نمی شود و اغلب به تدریج بدتر می شود.

علائم این نوع افسردگی عبارتند از:

  • بی توجهی یا عدم تمایل به نوزاد
  • ترس از آسیب وارد شدن به نوزاد با مادر
  • احساس بی حوصلگی و غمگینی مفرط
  • احساس غم و ناامیدی
  • اختلال در خواب و اشتها
  • عدم تمرکز حواس و حافظه
  • رنجیدگی و گریه کردن های بی دلیل
  • داشتن احساس گناه
  • احساس پوچی و بی ارزشی
  • تغییر حالت های ناگهانی
  • عدم علاقه به تمایلات قبلی (مانند روابط جنسی)

اگر احساس می کنید که بیشتر این علایم (خفیف یا شدید در شما وجود دارد، باید بدانید که دچار افسردگی پس از زایمان شده اید.

خیلی از زنان باور ندارند که این علایم در دوران بارداری، بعد از سقط جنین و یا حتی یکسال پس از زایمان می تواند بروز کنند. افسردگی زایمانی ممکن است در هر زمانی اتفاق بیافتد. مهم نیست که چقدر از زمان بارداری گذشته باشد. در حقیقت، اكثر زنان چنین حالتی را هیچگاه در هیچ یک از دوران زندگی خود تجربه نکرده اند.

امروزه متخصصین بر این باورند که افسردگی پس از زایمان، نتیجه نوسان میزان هورمون های بدن است. در دوران بارداری تغییرات سریع در میزان هورمونهای استروژن، پروژسترون و تیروئید سبب بروز اثرات جدی بر حالات روحی مادران می شود.

خوشبختانه، همه علائمی که در شما بروز می کند، بدون توجه به شدتشان، موقتی و به کمک متخصصین قابل درمان هستند. قطعا نحوه درمان بستگی به شدت پیشرفت بیماری دارد.

پیشنهاد جالب:

اگر دارای علائم افسردگی پس از زایمان هستید برای آزمایشات کامل پزشکی، تست تیروئید، تست های سلامت روانی و روان درمانی به پزشک مراجعه کنید. ممکن است شما از کسانی باشید که گروه درمانی هم به حالت های روحی شما کمک کند، پس آن را امتحان کنید.

افسردگی و داروها

بسیاری از زنان نمی دانند که افسردگی ممکن است در اثر استفاده دارو به وجود بیاید. بعضی از داروها که در درمان درد مفاصل، بیماری های قلبی فشار خون و سرطان، مورد استفاده قرار می گیرند، می توانند سبب ایجاد افسردگی شوند. البته تاکنون عوارض جانبی این داروها کاملا مشخص نشده است. اگر در حال مصرف دارو هستید و احساس افسردگی می کنید حتما با پزشک خود مشورت کرده و در مورد اثرات جانبی دارو سؤال کنید. دانشمندان همچنین، بر این باورند که بعضی از بیماری ها خود به خود افسردگی به دنبال دارند مثل بیماری پارکینسون، سکته مغزی، اختلالات هورمونی، کم کاری و پرکاری تیروئید.

آیا شما در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارید؟

بعضی از زنان بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند، با توجه به این موضوع شما می توانید از ابتلا به این بیماری پیشگیری کرده و یا به هنگام تشخیص آن را زود درمان کنید.

اول اینکه: اگر در یک دوره از زندگی تان دچار افسردگی شده اید، ۵۰% شانس ابتلا در یک دوره دیگر نیز وجود دارد. گاهی اوقات به ۴ الی ۵ دوره هم می رسد. دوم اینکه: اگر افسردگی در خانواده شما وجود دارد شانس ابتلا در شما بالاست، چون این بیماری نیز مانند بسیاری از بیماریها جنبه وراثتی دارد. حتی اگر تنها یک ژن افسردگی هم وجود داشته باشد، شما بدون تردید آسیب پذیری نسبت به افسردگی را به ارث خواهید برد. محققین در تحقیقات خود در سال ۱۹۹۲ کشف کردند که در دو قلوهای همسان دختر (یک تخمکی) اگر یکی از آنها دچار افسردگی شدید شود، دیگری ۶۶٪ امکان ابتلا دارد و این در حالیست که در دو قلوهای غیر همسان (دو تخمکی) دیگری ٪۲۷ امکان ابتلا به افسردگی را داراست. قطعة شانس ابتلای شما به این بیماری بستگی به میزان نزدیکی خویشاوندی شما با شخص مبتلا دارد.

  • شانس ابتلا به افسردگی در خویشاوندان نزدیک افراد افسرده، ۱۵% است.
  • در خویشاوندان نزدیک مؤنث ۲۵% احتمال خطر ابتلا به افسردگی شدید و ۹۰٪ خطر ابتلا به افسردگی خفیف وجود دارد.
  • اگر قل همسان شما افسردگی دارد، امکان ابتلا در شما ۹۹% است.
  • اگر خویشاوند شما که دچار افسردگی است به مواد مخدر و یا الكل معتاد باشد در صورتی که افسرده شوید، احتمال اعتیاد در شما ۸ تا ۱۰ برابر بیشتر است.
  • اگر خویشاوند شما که دچار افسردگی است دست به خودکشی بزند، این احتمال در شما نیز وجود خواهد داشت.

مشاوره: متخصصین چه می گویند؟

در بیماری افسردگی نیمی از راه، تشخیص و نیمی دیگر درمان آن است. خوشبختانه مشاوره می تواند به درمان افسردگی کمک کند. و شما با مشاوره می توانید حالات روحی خود را تسکین دهید و بیاموزید که از چه راههایی می توانید با استرس مقابله کنید. در حقیقت مطالعات نشان داده است که مشاوره مانند داروهای ضد افسردگی عمل می کند. اگر می خواهید افسردگی خود را هر چه سریعتر و بهتر درمان کنید، بهترین روش استفاده دارو و مشاوره بطور همزمان است.

داروها به طبیعی کردن فعالیتهای مغز شما می پردازند و مشاوره به شما کمک می کند مسائلی را که باعث افسردگی شما شده اند شناسایی و درمان کنید. براساس تحقیقات، شما می توانید بر روی مواد شیمیایی موجود در مغزتان اثر بگذارید. با صحبت درباره مشکلات و کاهش استرس توسط مشاوره می توانید این کار را انجام دهید. همچنین مشاوره می تواند به زنان بیاموزد که احساس طبیعی و درست در مورد کنار آمدن با مشکلات چیست.

انتخاب درمانگر

انتخاب درمانگر امری کاملا شخصی است. درمانگری که برای یک نفر خیلی خوب عمل می کند ممکن است برای شخص دیگر مفید نباشد. برای پیدا کردن درمانگر به نکات زیر توجه کنید.

  • اعضای خانواده یا دوستانتان در این باره مشورت کنید، بویژه آنهایی که در این مورد تجربه ای موفق داشته اند.
  • مراکز مشاوره زیادی وجود دارند که می توانید به آنجا مراجعه کنید.

صرفه جویی در وقت:

مشاوره درمانی های کوتاه مدت (۱۲ تا ۲۰ هفته) در معالجه افسردگی مؤثرند. یک روش این است که بیمار افکار منفی را از خود دور کند و روش دیگر این است که فرد بیمار با افراد دیگر ارتباط برقرار کند.

درمانگر: قهرمان یا شفا دهنده

درمانگران برای درمان اشخاص، آموزش های ویژه ای دیده اند ولی به این معنی نیست که می توانند معجزه کنند. درمانگر یک انسان است با همه نقاط ضعف و قدرت انسانی. اگر می خواهید که مداوا شوید سعی نکنید که نکته ای را مبهم باقی بگذارید. تا جایی که امکان دارد صادق، صریح و شفاف باشید. از طرفی شما هم در این رابطه حقوقی دارید که عبارتند از:

  • آشنایی با درمانگر
  • سؤالاتی در مورد پیشینه، دیدگاهها و ارزشهایی که ممکن است به مداوای شما ارتباط داشته باشد، از درمانگرتان بپرسید.
  • حدود مطالب محرمانه را بشناسید و بدانید که مشاور شما با چه کسی و در چه شرایطی می تواند در مورد مشکل شما صحبت کند.
  • مطمئن باشید که غیر از شما و درمانگر شخص دیگری از گفته های شما مطلع نمی شود
  • در مورد حداکثر زمان مورد نیاز برای درمان سؤال کنید.
  • در مورد اهداف درمان بحث و گفتگو کنید. و در مورد تشخیص بیماری تان سؤال کنید.
  • روش های درمانی را جویا شوید.
  • از هر گونه مداخله در امر درمان بپرهیزید.
  • در مورد پیشرفتتان در امر درمان سؤال کنید.
  • با درمانگر دیگری نیز مشورت کنید.
  • شما می توانید هر زمانی که مایلید دوره درمان را پایان دهید.

پیشنهاد جالب:

در مورد طرز تفکر درمانگر سوال کنید. اگر با وی احساس راحتی نکردید به درمانگر دیگری مراجعه کنید.

روانکاوی با صحبت درمانی

درمانگران در مورد معالجه بیماران بسته به خاستگاه فکری شان نظرات متفاوتی دارند. شما در هنگام روانکاوی ممکن است نقش بازی کنید، روانکاوی شوید، بحث و گفتگو کنید، خواب ها و با رویاهایتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و با تمرینات هوشیاری انجام دهید. بعضی از روانکاران می خواهند که مراجعه کننده با اعضاء خانواده اش در این جلسات شرکت کند. و بعضی دیگر شما را به شرکت در جلسات گروه درمانی تشویق می کنند.

نظر و روش درمانگر در معالجه افراد افسرده بسیار تأثیر دارد. بعضی از آنان بر تأثیر عوامل شیمیایی در افسردگی اعتقاد دارند، در حالی که دیگران در مورد دوران کودکی و حال با بیمار صحبت می کنند. بسیاری از درمانگران از ترکیب چند روش متفاوت برای درمان استناده می کنند.

نظریه های مشاوره درمانی عبارتند از:

  • رفتار درمانی: در بین جلسات تمرینات ویژه ای به شما داده می شود که انجام دهید و وقت زیادی صرف گذشته شما نمی شود. از شما می خواهند تا تمرینات آرامش روحی انجام دهید و در این تمرینات اصلاح رفتاری و خودباوری صورت می گیرد.
  • واقعیت درمانی: در این دیدگاه شما به عنوان یک انسان ارزشمند هستید، پس از شما می خواهند در مورد رفتارتان فکر کنید.
  • روانکاوی: به دوران کودکی باز می گردد و به حل مسائل گذشته فرد می پردازد و در نهایت به مشکلات و احساس حال فرد می رسد و از شما میخواهد تا بحث های آزاد داشته باشید و رویاها و خواب هایتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. این درمان ها ممکن است یک تا دو جلسه (در مدت کوتاه) و با اینکه سالها به طول بکشد روانکاوی). امروزه روند کار بر درمان های کوتاه مدت است. از درمانگر خود در مورد مدت درمان بپرسید و اگر علاقه ندارید که تا ۵ سال دیگر تحت درمان باشید در جست و جوی یک متخصص دیگر باشید.

آیا روان درمانی می تواند به شما کمک کند؟

گاهی اوقات زنان احساس می کنند با اینکه وقت و هزینه زیادی را صرف کرده اند اما به نتیجه دلخواه نرسیده اند. اگر احساس کردید که موضوع مطرح شده از طرف درمانگر نمی تواند به حل مشکل شما کمک کند موضوع را با وی در میان بگذارید تا او بتواند بهتر به شما کمک کند، کارهایی که باید انجام دهید عبارتند از:

۱- در مورد موقعیت و رابطه خودتان با درمانگر صحبت کنید و آنچه که موجب ناراحتی شما می شود با او در میان بگذارید.

٢. اگر هنوز احساس راحتی نمی کنید نظر درمانگر دیگری را جویا شوید.

۳- هنگام مراجعه به مرکز مشاوره درمانی تقاضا کنید که با سرپرست آنجا صحبت کنید.

۴- در صورت راضی نشدن به مراکز دیگر درمانی مراجعه کنید.

درمانگران معمولا از روش های مختلفی برای درمان استفاده می کنند. با این حال اگر احساس کردید که این روش ها مؤثر نیستند و یا احساس راحتی نمی کنید، در مورد احساستان با درمانگر صحبت کنید. اگر فکر می کنید که نمی توانید نگرانی هایتان را با او در میان بگذارید و با او عصبانی خواهد شد از او سؤال کنید که آیا نیازی به ادامه درمان وجود دارد یا نه؟ و اگر ابهامات شما بر طرف نشد در جستجوی مشاور دیگری باشید.

تبعیض جنسی

خیلی از زنان در خلوت خود به این موضوع فکر می کنند که اگر درمانگر آنها نسبت به مسائل جنسی طرز تفکر غلطی داشته باشد، چه باید بکنند. اگر چه که خیلی از روانشناسان اصرار دارند که مسائل جنسی هیچ ارتباطی به درمان افسردگی ندارد اما در حقیقت برای هر کس، هم مرد و هم زن، غیر ممکن است که بدون توجه به مسائل جنسی زندگی کند.

احتمال دارد این سؤال در ذهن شما مطرح شود که چگونه با درمانگرتان مسائل جنسی را در میان بگذارید؟ چون شاید درمانگر شما معتقد باشد که زنان دارای این ویژگی طبیعی هستند که باید تحت تسلط یک مرد قرار گیرند و یا کسانی که در مورد مسائل جنسی شکایت می کنند، دچار هیجان زیادی شده اند. اگر در طی درمان، درمانگرتان در این مورد از شما سؤال کرد، خیلی راحت و آشکار احساستان را به او بگویید. در اولین برخورد با درمانگر بدون صحبت کردن در مورد مشکلاتتان، مطب را ترک نکنید. چون درمانگر فقط قصد کمک به شما را دارد. در صورتی که احساس کردید که قصد دیگری دارد آنجا را ترک کنید.

هشدار:

اگر نتوانستید داروی ضدافسردگی تجویز شده را تهیه کنید، اگر حامله هستید و یا قصد حاملگی و شیردهی دارید، حتما به پزشکتان اطلاع دهید.

ارتباط صحیح با درمانگر

برای شما و درمانگرتان طبیعی است که در ابتدا احساسات متفاوتی نسبت به یکدیگر داشته باشید. از احساس بیزاری تا علاقه زیاد. ممکن است که درمانگر برایتان جذاب باشد و یا شما برای او جذبه داشته باشید و یا شاید هر دوی شما مورد توجه همدیگر قرار بگیرید. در چنین مواردی باید احساستان را به یکدیگر بگویید.

البته داشتن روابط غیراخلاقی بین شما و درمانگر تان کاری ناپسند است چه جزو برنامه درمانی باشد و چه در خارج از ملاقات های درمان. داشتن چنین روابطی بین مراجع و درمانگر نادرست است. هر درمانگری که آموزش های درست روان درمانی را دیده باشد می داند که بر قراری چنین روابطی ناصحیح است حتی اگر بیمار خود تمایل به برقراری چنین روابطی داشته باشد.

روابط غیراخلاقی بین درمانگر بسیار نادر است اما اگر درمانگر حتی در کاربرد کلمات نیز سعی در نوازش و برقراری روابط عاشقانه داشته باشد بهتر است هر چه زودتر آنجا را ترک کنید. درمانگر تحت هیچ شرایطی اجازه برقراری روابط عاشقانه با جنسی با بیمار مراجع را ندارد. در صورت برخورد با چنین مواردی می توانید موضوع را گزارش دهید.

به خاطر بسپارید: ممکن است دوره درمان شما طولانی و گاهی دردناک باشد و شما در طول دوره درمان هزینه و وقت زیادی را صرف کنید. پس از هزینه و وقت درمان اطمینان حاصل کنید و اگر فکر کردید این کار برای شما مفید است آن را انجام دهید.

هشدار:

شما می توانید در مورد مسائل جنسی از درمانگرتان سوال کنید و نظر او را در این مورد بپرسید. اگر به سوالات شما به طور محترمانهای جواب ندادی حق دارید آنجا را ترک کرده و درمانگر دیگری پیدا کنید.

برچسب ها
به اشتراک بگذارید


دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

ارسال دیدگاه جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *