مجله ماشین

همسرگزینی و عوامل مؤثر در آن

خانواده و ضرورت ازدواج

هریک از نویسندگان و جامعه شناسان به شکلی خاص خانواده را تعریف کرده اند به نحوی که ارائه یک تعریف جامع از خانواده شاید دشوار به نظر می آید. اما می توان امیدوار بود که بتوان در کلیت و معنا به تعریفی خاص و تقریبا کامل اشاره کرد که بسیاری از جوانب را در نظر داشته باشد. در تعاریف گوناگونی که از خانواده ارائه شده است می توان به تعریفی که خانواده را یک واحد اجتماعی که از ازدواج یک زن و مرد به وجود می آید و فرزندان حاصل از این پیوند آن را تکمیل می کنند اشاره کرد. یا از تعریفی که خانواده را عبارت از زن، شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آنها که معمولا با هم زندگی می کنند نام برد. یا از تعریفی که خانواده را گروهی دانسته که به دلیل نزدیکی یا زوجیت، همبستگی اجتماعی و حقوقی یافته و تحت ریاست مقامی واحد گرفته است اشاره کرد. یا از نویسندگانی که از تجزیه و تحلیل نهادی پیروی می کنند نام برد که در تعاریف خود از خانواده، روی خصوصیات سازمانی آن تأکید می ورزند در صورتی که طرفداران نظریه اثرات متعامل تأكیدشان بر پویایی رفتار می باشد.

مک آیور، خانواده را گروهی می داند دارای روابط جنسی پایا و مشخص که به تولید مثل و تربیت فرزندان منتهی می شود. برگس  و لاک، خانواده را گروهی می دانند متشکل از افرادی که با پیوند زناشویی، همخونی و یا به عنوان فرزند با هم به عنوان زن، مادر، شوهر، پدر، برادر، خواهر در ارتباطی متقابل، فرهنگی مشترک را پدید آورده اند و در واحد خاصی زندگی می کنند.

الوی، یکی دیگر از نظریه پردازان خانواده است که از خانواده تعریفی به این مضمون ارائه داده است. خانواده واحدی اجتماعی است که بر اساس ازدواج به وجود می آید و یا در تعریفی دیگر خانواده را پیوندی می داند که با نهاد ازدواج، که مورد تصویب جامعه قرار گرفته است در ارتباط است.

راجرز، یکی دیگر از نظریه پردازان خانواده، خانواده را نظامی می داند نیمه بسته که تشکیل شده از اعضایی با وضعیتها و مقام های گوناگون در خانواده و اجتماع، که با توجه به محتوای نقشها، وضعیتها، افکار و ارتباطات خویشاوندی که مورد تأیید جامعه ای است ایفای نقش می کند.

به طور کلی می توان گفت: خانواده نهادی اجتماعی است و شالوده حیات اجتماعی محسوب می شود که علاوه بر حفظ بقای نسل و پرورش کودک، وظایف متعدد و پیچیده دیگری از قبیل فعالیت های آموزشی، اقتصادی و اجتماعی کردن فرد را بر عهده داشته و به عنوان عامل ارتباط مستقیم فرد با گروهها، مؤسسات اجتماعی و سازمانها، نقش مهمی دارد.

دارد خانواده با توجه به ارتباط با نظام پایگاهی جامعه، پایگاه اجتماعی فرد نیز محسوب شده و در شمار عمومی ترین سازمانهای اجتماعی است که براساس حداقل ازدواج بین دو جنس مخالف شکل می گیرد. خانواده معمولا علاوه بر اشتراک مکانی دارای ابعادی زیستی، اقتصادی، جامعه شناسی، روانی، حقوقی است و عناصر اصلی اجتماع را در خود داراست.

تشکیل خانواده و ازدواج واقعه اجتماعی مهمی است که پایندگی گروهها و زندگی نسل های متوالی به آن بستگی دارد. در آثار تمام نویسندگان آرمان گرا که در خیال خود به جامعه آرمانی پرداخته اند چهره های گوناگونی از ازدواج را در نظر گرفته اند. به این ترتیب ازدواج به عنوان پدیده ای اجتماعی از اهمیتی فوق العاده برخوردار است و جنبه های گوناگونی دارد که هر یک از نویسندگان و دانشمندان به نوعی می کوشند تا آنها را ترسیم کنند. دانشمند تاریخ شناس به دگرگونیها، جنبه ها و ویژگی های تاریخی ازدواج می پردازد و یک دانشمند ژنتیک غالبا به جنبه هایی از ازدواج می پردازد که در آن انسانهای هم خون با هم پیوند خورده اند و تأثیر و تأثر این پیوند را در بیماریها و مرگ و میر کودکان میکاود و همین طور دانشمندان و نویسندگان دیگر که به نوعی به ازدواج می پردازند.

به طور کلی ازدواج، تنها پاسخ به غریزه طبیعی انسان نیست، بلکه پدیده ای به معنی واقعی کلمه اجتماعی و جهانی است. از جمله فاکتورهایی که می توان برای اجتماعی بودن ازدواج مطرح کرد قواعدی است که جامعه در راستای تنظیم همسر گزینی فراهم می سازد و سرپیچی از آن را با عواقبی همراه کرده است.

جامعه در راه رعایت برخی موازین مرتبط با ازدواج قوانینی وضع می کند و می کوشد تا در عمل کار گزینش همسر را سازمانی مدون و قانونی بدهد. منع قانونی زنای با محارم یکی از این قوانین اجتماعی محسوب می شود. اهداف زناشویی بسیارند و در زمره این اهداف می توان از بقای نسل، ارضای خواسته های طبیعی، ایجاد آرامش و … نام برد.

فرد از گروه خود تأثیر می گیرد و اگر بخواهد خود را از این تأثیر خلاصی بخشد با موانع و دشواریهایی روبرو می شود. انسان دانسته یا ندانسته در پی گزینش همسری است که صفاتی چون او داشته و از نظر موقعیت زناشویی همانند خودش باشد. همسانی میان دو فرد نه تنها آنها را به سوی یکدیگر می کشاند بلکه پیوند و وصلت آنها را . ایجاب می کند. هر چه همسانی بین زوجین از نظر مذهبی، نژادی، اقتصادی، اجتماعی و … بیشتر باشد به همان اندازه نیز اختلافات و کشمکشهای بین آنها نیز کمتر می باشد. این منطقی است که هر کس خواهان انتخاب کسی می باشد که همانند خودش باشد زیرا این امر بر استواری و پایداری ازدواج آنها می افزاید. در اکثر مناطق و جوامع زناشویی به طور تصادفی صورت نمی گیرد، بلکه عواملی در این انتخاب و گزینش تأثیر دارند.

تعریف ازدواج

ازدواج ارتباطی است که دارای تامیت بی نظیر و گسترده ای می باشد، ارتباطی که دارای ابعادزیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارتی دیگر، همزیستی زوجین در درون خانواده، موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه ای می شود که بی هیچ شک و شبهه ای قابل مقایسه با هیچیک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قراردادناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است.

به طور کلی ازدواج را می توان عملی دانست که موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی می شود و با انعقاد قراردادی اجتماعی مشروعیت پیدا میکند.

کارلسون(۱)، ازدواج را چنین تعریف می کند، «ازدواج فرآیندی می باشد از کنش متقابل بین یک مرد و یک زن که با تحقق بخشیدن به برخی شرایط قانونی و بر پا داشتن مراسمی برای برگزاری زناشویی انجام می گیرد.» و کلودلوی استروس (۳) ازدواج را برخوردی دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت، یا میان قواعد اجتماعی و کشش جنسی می داند.

چرا ازدواج

هر کس برای ازدواج، توقعات و معیارهای خاصی دارد. زنان بر  اساس انگیزه ها و محرک های خود تن به ازدواج می دهند. شاید عمومی ترین هدفهایی که زوجهای جوان دنبال می کنند را بتوان به این شرح خلاصه کرد: همبستگی، آزادی، تشکیل خانواده، عشق، محبت، نزدیکی جنسی و تولد و تناسل و هدف از ازدواج فقط ارتباطات جنسی نمی تواند باشد تداوم نسل و تشکیل خانواده از وظایف اصلی زوجین است. بهره گیری فیزیکی، رابطه جنسی اساس زندگی زناشویی تلقی می شود و ارضاء قانونی و طبیعی فقط می تواند از طریق ازدواج فراهم شود. مسئله شایستگی عاطفی و روانی جزء عوامل سازگار در ازدواج می باشد. خلق و خو و روحبات پسندیده و به بلوغ رسیده و معقول می باشد که یک ازدواج را در بدترین شرایط پا بر جا نگه می دارد. شخصیت و خصوصیات فردی جهت برقراری رابطه خوب از ضروریات شکل گیری ازدواج است.

رشد انعطافهای معقول و طبیعی برای برپایی زندگی مشترک، زوجهای جوان را به تفاهمات عمیق تر و بهتری راهنمایی می کند. هدایت و حفظ وابستگی های نرمال، بین خانواده قبلی و خانواده جدید می تواند توازنی مثبت ایجاد کرده و بر استحکام خانواده جدید پیتزاید.

بودن توانایی جنسی از امور ضروری دیگری است که باید در امر برپایی و شکل گیری ازدواج مورد توجه قرار گیرد.

 

logo