چگونه می توان یک کودک آرام تربیت کرد؟

0
18
کودک
کودک
Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

چگونه می توان یک کودک آرام تربیت کرد؟

روانشناسی می گوید: هروقت از من پرسیده می شود که بین کودکان امروزی و کودکان سی سال پیش چه تفاوتی وجود دارد فوراً می گویم که کودکان امروزی نسبت به کودکان سی سال پیش، خشونت طلب هستند. امروزه کودکان خشونت طلب زیادی داریم و درجه خشونت آنها به طرز چشمگیری در حال افزایش است. کودکانی هستند که در سراسر زندگانی خود، به دنبال خشونت هستند.

چنین کودکانی در همه حال، موقع رفتن به مدرسه، موقع بیدار شدن از خواب و رفتن به رختخواب، خشمگین و عصبانی هستند. از آنجا که کودکان به خوبی نمی توانند خشم خود را کنترل کنند، اغلب با معلمان و مسئولان، پدر، مادر، همسالان و هم شیرهای خود درگیر می شوند. وقتی تعارض حل نشود خشم ناشی از آن به پرخاشگری، انتقام گیری و خشونت تبدیل می شود. شیوه واکنش کودکان امروزی که توأم با پرخاشگری و انتقام گیری و خشونت است بسیار افراطی، ظالمانه و وحشیانه نیز هست. سی سال پیش، خشونت آمیزترین رفتاری که در مدرسه می دیدیم کتک کاری های گاه و بیگاه کودکان بود که به کبودی چند روزه چشم آنها منجر می شد. اما امروزه کودکان آمریکایی از چاقو، اسلحه و حتی بمب برای بروز خشم خود استفاده می کنند! خشم یکی از دلایل عمده خشونت افراطی کودکان امروزی است.

کودک
خشم کودک

یک مرور اجمالی خشم

در همه انسان ها، خشم وجود دارد. خشم گاه و بیگاه امری کاملا طبیعی است اما خشم دایمی، طبیعی نیست. خشم دایمی و مزمن به تخریب رابطه میانجامد و سلامت روانی و فیزیکی ما را نابود میسازد. معمولاً پرخاشگری، انتقام گیری و خشونت زمانی رخ می دهد که خشم شخصی به صورت مزمن در آمده باشد. هدف از این فصل آن است که به کودک شما نحوه کنترل خشم موردی و عدم تبدیل آن به خشم مزمن و دایمی را یاد بدهد.

در نظر گرفتن خشم به عنوان یک هیجان ثانویه، کار مفیدی است. چیزی که اتفاق میافتد باعث ناراحتی شما می شود و بعد شما را به خشم می آورد. چیزی رخ میدهد تا خشم شما برانگیخته شود. به عنوان پدر یا مادر، کودکان ما باعث ناامیدی ما می شوند و همین امر باعث می شود که دچار خشم شویم.

همچنین اگر کودکان جواب سربالا به ما بدهند یا نافرمانی کنند دچار خشم می شویم. کودک نیز ممکن است احساس ناراحتی، آزردگی، شکست یا طرد شدگی کند و خشمگین شود. بسیاری از کودکان به دلیل نرسیدن به خواسته خود یا به خاطر این که فکر می کنند در حق آنها بی انصافی شده است خشمگین می شوند. به این گونه حوادثی که باعث بروز خشم می شوند محرک خشم می گویند.

هر یک از ما در اثر موضوعی تحریک می شویم. من وقتی ببینم که فرزندم نسبت به یک کودک کم سن و سال تر از خود گردن کلفتی می کند احساس خشم می کنم. خشم، بخشی از خلقوخوی ما و امری ذاتی است. بعضی از والدین به راحتی در اثر خشم برانگیخته می شوند و فرزندان آنها نیز همین طور.

خشم کودک
خشم کودک

خشم، رفتار آموخته نیز به حساب می آید. وقتی کودکان با والدینی عصبانی زندگی کنند آنها نیز عصبانی شدن را می آموزند. وقتی کودکی ببیند که پدر یا مادرش خشم خود را از طریق جیغ کشیدن یا کتک زدن خالی می کند او نیز یاد می گیرد که خشم خود را از این طریق تخلیه کند.

چرا بسیاری از کودکان، خشمگین می شوند؟

دلایلی برای این کار وجود دارد. در دنیای امروز ما بزرگسالان خشمگین زیادی وجود دارند. خشم رود سی سال پیش نادیده گرفته شد. هر قدر بزرگسالان خشمگینی داشته باشیم به این معناست که در آینده کودکان  خشمگین تری هم خواهیم داشت.

بعضی از کودکان به دلیل این که به طرز ناعادلانه ای  تنبیه شده اند در حال حاضر کودکان خشمگینی هستند. وقتی کودکان در یک محیط خصمانه یا انتقادی بزرگ شوند به دلیل احساس نا امیدی و درماندگی، کودکانی خشمگین از آب درمی آیند. بسیاری از کودکان به دلیل احساس بدبختی و غمگینی درازمدت به کودکانی خشمگین تبدیل شده اند. این امر می تواند به افسردگی که نوعی خشم درون ریزی شده است منجر شود.

طلاق نیز می تواند به خشمگین شدن کودکان منجر شود. بسیاری از کودکان طلاق به دلیل احساس طرد و تنهایی به کودکانی خشمگین تبدیل خواهند شد و از برقراری یک رابطه محکم و پایدار با بزرگسالان و یا با اعضای خانواده خود، عاجز می شوند.

شیوه آموزش کنترل خشم

به کودکان خود یاد دهید تا خشم خود را تشخیص دهند و آن را کنترل کنند و به آنها بگویید که خشم بر جسم و روانشان تأثیر می گذارد. وقتی خشمگین هستید ضربان قلبتان تندتر می شود. ممکن است موقع خشمگین شدن ، نفس کشیدن برایتان سخت باشد و ماهیچه های صورتتان، سفت شود. چشم هایتان ، چپ و بدنتان ، سفت شود. مشت خود را گره کنید و احساس نمایید که می خواهید فریاد بکشید یا کسی را کتک بزنید.

خشم کودک
خشم کودک

به کودکان خود بگویید که خشمگین شدن، امری طبیعی است به ویژه زمانی که کسی احساسات شما را جریحه دار کرده باشد. ممکن است به فکر انتقام گرفتن بیفتید اما این کار، مشکل شما را حل نخواهد کرد چرا که فکر کردن و بعد صحبت کردن با کسی که شما را خشمگین کرده بسیار بهتر از انتقامجویی است. به کودک خود بگویید:

وقتی از دست کسی عصبانی هستی ممکن است به فکر تلافی بیفتی و بخواهی که به او صدمه بزنی چرا که او به تو صدمه زده است. هر وقت به فکر تلافی بیفتی بدان که کار خوبی نمی کنی. وقتی احساس خشم میکنی بهترین کار این است که آن را با کسی در میان بگذاری. با کسی که به او اعتماد داری. با پدر و یا با من صحبت کن. با معلم و یا دوست خوبت صحبت کن. وقتی در مورد خشمت با یک فرد قابل اعتماد صحبت می کنی احساس بهتری پیدا می کنی.

به کودک خود، راه های مقابله با خشم را بیاموزید. برای این کار، زمانی را انتخاب کنید که کودکتان آمادگی لازم برای پذیرش مطلب را دارد. سعی نکنید وقتی کودک در اوج عصبانیت و ناراحتی است به او راههای آرام شدن را بیاموزید. روش هایی مانند نفس عمیق کشیدن، تا ده شمردن، استراحت کردن، با اسباب بازی دلخواه بازی کردن، به اتاق خود – رفتن و به موسیقی ملایم گوش دادن را به او بیاموزید. وقتی کودک عصبانی است از تذکر شفاهی برای آرام کردن او استفاده کنید.

جوردن وقتی به خواسته خود نمی رسید اغلب، عصبانی می شد. مارک  به او یاد داد تا برای رسیدن به آرامش موقع خشم نفس عمیق بکشد. مارک به او گفت که نفس عمیق کشیدن موقع عصبانی شدن، روشی است که بسیاری از بزرگسالان انجام می دهند. بعد، او نحوه انجام این کار را به جوردن یاد داد. برای این کار، او دست خود را روی سینه اش گذاشت و دو نفس عمیق کشید. جوردن هم، همین کار را کرد. وقتی مارک، جوردن را در حال خشمگین شدن می دید او دست خود را روی سینه اش می گذاشت تا به جوردن یاد آور شود که چگونه باید برای فرو نشاندن خشم خود نفس عمیق بکشد. این کار به جوردن یاد داد که برای کنترل خشم خود و رسیدن به آرامش، از تنفس عمیق استفاده کند.

وندی نیز به کانر یاد داد تا برای کنترل خشم خود از تنفس عمیق استفاده کند. او میدانست که بچه اش در حال پیشرفت است چون دید وقتی عصبانی است بچه اش به او می گوید که مادر برای کنترل خشم خود، چند نفس عمیق بکش.

خشم کودک
خشم کودک

برای کنترل خشم، ایفای نقش یکی از بهترین کارهاست. از کودک خود بخواهید به  موقعیتی فکر که باعث برانگیخته شدن خشم او می شود فکر کند. راه حل های ممکنه را به ذهن بیاورید. بعد در مورد آن موقعیت به ایفای نقش بپردازید. من اغلب در این جور مواقع به فرزندان خود توصیه می کنم برای فرو نشاندن خشم خود، موقعیت پیش آمده را  نادیده بگیرند و یا موقعیت را ترک کنند. اما ترک موقعیت، کار راحتی نیست و به تمرین و ممارست کافی نیاز دارد. ادوارد برای کنترل خشم چارلز از ایفای نقش استفاده کرد. ادوارد نقش دوست چارلز، آرتور را بازی کرد که مرتب او را خشمگین می ساخت.

آرتور: چه پیراهن زشتی! آیا اون رو خواهرات خریده؟ چارلز: متاسفم که از این پیراهن، خوشت نیامد. اما من خودم این رو خریدم و اون رو خیلی دوست دارم. ارتور: این پیرهن ، شبیه پیرهن خواهر منه، چارلز: من ، اون رو دوست دارم. آرتور: اما اون خیلی زشته. چارلز: من، می رم به زمین بازی، بعداً می بینمت (چارلز موقعیت را ترک میکند).

ممکن است لازم باشد تا ایفای نقش را در چندین موقعیت، تمرین کنید. این کار به کودکان کمک می کند تا آنچه را که از طریق ایفای نقش یاد می گیرند در دنیای واقعی به کار گیرند. ایفای نقش در مورد هر کودکی با هر سن و سالی کارساز و مفید است. کودکان کم سن و سال آن را وانمود کردن می نامند. بعد از به جا آوردن ایفای نقش، کودک خود را به خاطر تلاش و شور و اشتیاقش برای کنترل خشم، تحسین کنید.

 به کودکان خود یاد بدهید تا از خشم، درس عبرت بگیرند. بعد از فرو نشاندن هر خشمی با کودکان خود صحبت کنید. اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی منتظر مانده اید کودک آماده گفتگو و گوش دادن باشد. بسیاری از والدین بدون این که کودک خشم خود را فرو نشانده باشد شروع به گفتگو می کنند. چنین کاری اشتباه است چرا که می تواند خشم  کودک را دوباره برانگیزاند. بهتر است به او بگوید: هر وقت آماده گفتگو شدی به من خبر بده. گفتگوی خود با کودک را با این پرسش که چه طور شد عصبانی شدی، شروع کنید. در مورد کودکان مسن تر ممکن است بگویید که چه چیزی خشم تو را برانگیخته است. اگر می بینید کودک برای بیان خشم خود دچار مشکل شده است سعی کنید در این زمینه به او کمک کنید.

در بعضی از موارد ممکن است پرسیدن این که آیا خشمگین شدن برایت سودمند بوده  یا خیر، مفید باشد. در نهایت این که می توانید از کودک خود سؤال کنید که به جای خشمگین  شدن چه کار دیگری می توانسته انجام دهد اما انجام نداده است. برای بسیاری از کودکان صحبت کردن در مورد خشم راه مفیدی برای یادگیری کنترل خشم به حساب می آید.

خشم کودک
خشم کودک

بسیاری از کودکان در به کار بردن کلمات برای توصیف احساسات خود مشکل دارند. به کودکان خود یاد بدهید تا از طریق نقاشی کردن به بیان احساساتشان بپردازند. وقتی  در این مورد یک نقاشی کشیدند در باره احساسات آن ها از آن ها سؤال کنید.

سوزان از جک خواست تا چند نقاشی بکشد. در یکی از آن نقاشی ها، او لبخند بر چهره داشت، در یکی دیگر اخم کرده بود و در نقاشی بعد عصبانی بود. بعد، سوزان یک نقاشی کشید که در آن یک دماسنج به تصویر کشیده شده بود. او دماسنج را از پایین به بالا اسم گذاری کرد: آرام، آشفته، عصبانی، داغ و جوش. او به جک یاد داد تا تصویری را انتخاب کند و با آن احساسات خود را بر روی دماسنج نشان دهد. این کار به جک کمک  کرد تا احساسات خود را بیان کند و سوزان بتواند با او در مورد عصبانیتش صحبت کند. در بسیاری از موارد، تصویر و کلمات، بهتر از کتک زدن هستند.

کودکان مسن تر می توانند برای بیان خشم و عصبانیت خود از یادداشت استفاده کنند. به انها یاد بدهید تا اتفاق روی داده را بنویسند و شرح دهند که چگونه آن اتفاق، باعث خشم و عصبانیت آن ها شده است.

تا وقتی که خودتان در این مورد برای کودکان ، الگو واقع نشوید و به کنترل خشم خود نپردازید، هیچ کدام از روش های بالا، کارساز نخواهد بود. توضیح شفاهی برای بچه ها در زمینه کنترل خشم کفایت نمی کند بلکه باید عملاً نیز آن را به کودکان نشان دهید. لازم است خودتان در این زمینه برای آنها یک الگوی عملی باشید. کودکان، کنترل خشم را از طریق مشاهده رفتار و کردار شما در موقع خشم، یاد خواهند گرفت.

برای بسیاری از والدین، عادات خشم، جزو رفتارهای آموخته به حساب میآید. نحوه کنترل خشم، بخشی از سبک فرزند پروری شماست و گاهی تحت تأثیر خلق و خویتان قرار دارد. بعضی از والدین، خشم خود را سرکوب می کنند و اجازه می دهند تا به نقطله فروپاشی برسند و بعد یک سوء رفتار کوچک، آنها را به سرحد فروپاشی و انفجار می رساند.

چنین واکنشی، باعث سردرگمی کودکان می شود و آنها هرگز متوجه این موضوع نمی شوند که شما چه موقع آرام می گیرید، بعضی دیگر ازوالدین بر سر کوچکترین چیزی از کورہ در می روند و خشم خود را بروز میدهند اما این رفتار صرفا به کودک یاد می دهد که آنها نیز موقع خشم و عصبانیت، چنین رفتاری داشته باشند و به هنگام خشم جیغ بکشند و یا فریاد بزنند در حالی که هیچ یک از این روش ها نحوه کنترل و مدیریت خشم را به انها یاد نمی دهد.

والدینی که در کنترل و مدیریت خشم خود موفق هستند الگوهای خوبی برای کودکان خود به شمار می آیند. این قبیل کودکان یاد می گیرند که خشم خود را به طرز سازنده و نه مخرب، کنترل کنند. این قبیل کودکان یاد می گیرند تا خشم خود را قبول و از آن برای حل مساله و بهبود اوضاع پیش آمده استفاده کنند.

خشم کودک
خشم کودک

والدینی که نحوه کنترل خشم را می دانند برنامه های خاصی هم برای اجتناب از بروز آن در اختیار دارند. نا امیدی و سرخوردگی یکی از علت های برانگیختگی خشم والدین است. ما هر روز، سخت کار می کنیم تا آینده کودکانمان را تأمین نماییم اما وقتی می بینیم که آنها از ما اطاعت نمی کنند و به حرفهای ما گوش نمی دهند، ناراحت و آشفته می شویم.

جرو بحث نیز یکی دیگر از راههای برانگیخته شدن خشم و عصبانیت به شمار می آید. هر وقت دیدید مشغول  جرو بحث هستید فورا آن را توقف کنید. جرو بحث کردن، بی فایده است. سعی کنید به خود مسأله بپردازید. اجتناب از جرو بحث به کودکان گوشزد می کند که شما در مورد وضع پیش آمده ، جدی هستید و خشم خود را کنترل کرده اید تا مشکل، کاملاً حل شود. کودکان هم متقابلا برخی گرفت موقع خشم و عصبانیت، رفتار معقول و موجهی داشته باشند.

حتی اگر کودک شما از دستتان عصبانی باشد شخصاً او را سرزنش نکنید. وقتی کودک با عصبانیت با شما برخورد می کند سعی کنید آرام باشید. در صورت نیاز، موقعیت را ترک کنید، و قدم بزنید. این کار آسان نیست اما بی نهایت مفید  کار ساز است چرا که اگر شما نیز متقابلا خشمگین شوید در واقع برای کودک خود الگوی خشم و عصبانیت خواهید شد و کودک نحوه کنترل خشم را یاد نخواهد گرفت بلکه در عوض ، ممکن است به فکر تلافی یا انتقام نیز باشد.

Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

درج نظر