چگونگی شکل گیری رفتارهای اجتماعی در کودکان(سه سالگی تا پنج سالگی)

0
66
رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی
No votes yet.
Please wait...

چگونگی شکل گیری رفتارهای اجتماعی در کودکان(سه سالگی تا پنج سالگی)

روحیه فرزند شما وقتی خود را یک فرد مستقل و شخصیت بالغ میبیند تغییر زیادی می کند. زمانی که کودک سعی میکند با تغییر هویتش در زندگی خانوادگی ارتباط برقرار کند و الگوهایی که از رفتارهای اجتماعی گرفته است در او ثابت شود، این طغیان ناگهانی می تواند موجب شود که فرزندتان تغییرات روحی خشنی از خود نشان دهد. صبور باشید و اجازه دهید تا او در زمان خودش به این رشد برسد.

در مراحل سخت هیجانات به آسانی بر روحیه او غلبه میکنند و فرزند شما باید هر دو حالت را تجربه کند تا بتواند در جامعه عضوی سازگار و اجتماعی باشد.

سه سالگی:

 از حدود سه و نیم سالگی به بعد، یعنی همان زمانی که یاد میگیرد بازی های دو نفره ای مانند (گرگم به هوا) را انجام دهد، اگر فرزند شما دوستان جدیدی پیدا کند به آسانی از شما جدا می شود. او در این سن بسیار بخشنده است و اگر متوجه ناراحتی کسی شود با او همدردی می کند.

رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی

چهار سالگی:

در طول سال چهارم زندگی فرزند شما درک خوبی از خودش دارد که با فخرفروشی و لاف زدن و رفتارهای خارج از محدوده آن را نشان می دهد. او شروع به درک این مسئله می کند که کودکان دیگر موجوداتی جدای از او هستند.

 فرزند چهارساله شما دوست دارد بزرگ شود. او بخصوص با دوستان یا خواهر و برادر کوچکترش مرتبا بحث می کند و ممکن است خودخواه، خشن یا بی طاقت شود. او در موقع خواب احساسات خود را ابراز میکند اما ممکن است به اینکه شما و همسرتان با هم هستید حسادت کند. پسران چهار ساله به خصوص شوخیهای احمقانه و پر سرو صدا می کنند.

پنج سالگی:

در طول پنج سالگی فرزند شما احتمالا مصمم ، جدی و واقع گرا می شود. او از پیش بینی آینده هیجان زده می شود. در این سن دختر کوچک شما دلسوز، مهربان و آماده کمک به شماست. او احساسات قوی نسبت به خانواده اش دارد و ظاهر برایش اهمیت زیادی دارد. از اینکه نام افراد را صدا بزند خجالت نمیکشد. برای یک پسر کوچک در این سن، مادر مرکز جهان هستی است. برای او خودش و دیگران عادی شده اند و علاقه زیادی به تجربیات جدید دارد.

گرایش جنسی و جنسیت

رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی

سه سالگی :

در سه سالگی دختر شما از جنسیت خود و تفاوتش با پسرها آگاه شده است. در حدود ۳/۵ سالگی او به عبارت «دوست دارم» اشاره می کند و اگر از او بپرسند دختر است یا پسر، به صراحت جواب می دهد. او شروع به ابراز علاقه به تفاوتهای جسمی مابین دوجنس می کند و به روش ادرار کردن دخترها و پسر ها توجه دارد.

در موقع بازی هیچ تفاوتی بین دختر و پسر قائل نمی شود و درک میکند که بعضی از مردم با او دوست نیستند و دوستش ندارند. او به نوزادان توجه نشان میدهد و میخواهد که خانواده اش یک نوزاد داشته باشند. او سؤالاتی از این قبیل میپرسد که (بچه وقتی به دنیا بیاید چه کارهایی می تواند انجام بدهد؟) و یا (بچه از کجا به دنیا می آید؟) اغلب سه و نیم ساله ها این پاسخ را که بچه در شکم مادرش رشد می کند درک نمی کنند. بسیار مهم است که تا جایی که می توانید سؤالات کودک را صادقانه و با سادگی و صراحت جواب دهید تا از اعتماد او به شما کاسته نشود.

چهار سالگی :

 از سن چهار سالگی کودکان از اندام های تناسلی خود کاملا آگاه هستند و تحت فشارهای اجتماعی ممکن است به آن دست بزنند یا نیاز به ادرار کردن پیدا کنند. آنها ممکن است بازیهای نمایشی، بازیهای کلامی انجام دهند، و درباره ادرار کردن یا دفع مدفوع جوک بگویند و شوخی کنند. آنها علاقه زیادی به دستشویی رفتن دیگران دارند و ممکن است از آنها بخواهند که همراه آنها به دستشویی بروند. از این سن ممکن است بر اساس جنسیت خود را از دیگران جدا کنند.

همه پاسخ هایی که به سؤالات کودک درباره جنسیت می دهید باید در محیطی دوستانه و سرشار از عشق و توجهی باشد که لازمه رابطه صمیمانه است. فرزند شما ممکن است درباره چگونگی بیرون آمدن نوزاد از شکم مادر سؤال کند و ممکن است فکر کنند که نوزادان از ناف مادر به دنیا می آیند. این دوره زمانی است که کودک رفتارهای خاص جنس های مختلف را بیشتر از همسالان خود می آموزد تا والدینش .

پنج سالگی :

 در پنج سالگی کودک با تفاوت های موجود بین دو جنس آشنا شده است اما اهمیت چندانی به آن نمی دهد. او محجوبتر شده و کمتر خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و کمتر از قبل در حمام بازی می کند. او زمانی که بزرگسالان را بدون لباس میبیند از اندام های جنسی آگاهی پیدا می کند و برایش عجیب است که چرا پدرش سینه ندارد.

بیشتر کودکان پنج ساله اهمیتی به جنس مخالف در بازی ها قائل نمی شوند. به همین دلیل اغلب دخترها و پسرها دو تا دو تا با هم بازی میکنند. دخترها هنوز به نوزادان علاقمند هستند و ممکن است نوزادی برای خود بخواهند و در بازیهای نمایشی شان این مسئله را بگنجانند. کودک پنج ساله شما مدام سوال میکند که نوزادان از کجا می آیند و جواب «از شکم مادر» را میپذیرد اما بیشترفکر میکند که نوزاد را از بیمارستان خریداری می کنید. او رابطه اندکی بین بزرگی شکم یک زن باردار و وجود یک نوزاد در آن میبیند.

ارتباطات

رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی

کودکانی که در محیط با ثبات و امن بزرگ می شوند و عشق و محبت والدینشان را احساس میکنند در بزرگسالی افرادی متعادل می شوند. در حالت ایده آل شما و همسرتان نقش های برابر و مکمل دارید: برخی مواقع شما قدرت و اختیار بیشتری دارید و بعضی مواقع همسرتان، بنابراین فرزندتان نمی تواند از شما بر علیه یکدیگر استفاده کند. روشی که کودک با والدین و خواهر و برادر خود برخورد می کند به تدریج بین سه تا پنج سالگی شکل می گیرد.

مادر وکودک

سه سالگی:

در سن سه سالگی کودکان معمولا روابط خوبی با مادرشان دارند. در بیشتر مواقع مادر، محبوب بچه هاست و آنها دوست دارند با او حرف بزنند و وقایع گذشته را دوباره مرور کنند. در سه و نیم سالگی رابطه مادر و کودک می تواند دچار مشکل شود. کودکان در این سن گاه پرتوقع شده و مخالفت می کنند. کودک ممکن است از خوردن، لباس پوشیدن یا خواب نیمروزی با مادرش مخالفت کند اما در مقابل فرد دیگر کاملا سازگار است.

چهار سالگی :

از چهار سالگی فرزندتان به شما افتخار میکند، حرف های شما را بازگو میکند و از شما برای دوستانش لاف میزند. اگر چه در خانه او هنوز در مقابل تسلط شما مقاومت می کند.

پنج سالگی:

روابط مادر و فرزند معمولا ملایم تر است. بچه ها دوست دارند کارهایی را که شما می خواهید انجام دهند. از بازی در اطراف شما لذت میبرند و بدون اینکه نیاز به توجه کامل شما داشته باشد حضور شما را ترجیح میدهند. کودکان اغلب ابراز محبت میکنند و جملاتی مانند «مامان دوست دارم» را به زبان می آورند. با اینکه تنبیه شدن از جانب شما را می پذیرند اما تاثیر زیادی روی آنها نخواهد داشت. پسرها ممکن است بخواهند با مادر خود ازدواج کنند.

پدر و فرزند

 سه سالگی:

در سه سالگی گرچه مادرها بیشتر مورد علاقه کودک هستند اما در بسیاری از مواقع پدر نیز می تواند مورد توجه کودک قرار بگیرد. برای مثال بچه در حضور پدر در موقع خواب کمتر بدخلقی کرده و زودتر به خواب می رود. در سن سه و نیم سالگی دخترها ممکن است صمیمت خود را به پدر نشان دهند .

چهار سالگی:

کودکان در بیرون از خانه درباره پدرشان فخرفروشی میکنند و از او مانند یک فرد مقتدر حرف میزنند. بعضی از کودکان از اینکه پدر زمان زیادی را با مادر صرف میکند به پدر حسادت می کند و احساس میکنند که او آنها را از توجه مادر محروم کرده است. در این گونه موارد ممکن است حتی بچه نفرتش را به زبان آورد.

پنج سالگی:

در پنج سالگی بچه ها احتمالا قبول میکنند که وقتی مادر مشغول کار است، بیمار است یا در منزل نیست پدر آز آنها مراقبت کند. ارتباط با پدر معمولا ملایم تر، خوشایند تر و بدون نگرانی و دغدغه است و به گردش رفتن با پدر اهمیت خاصی می دهند. تنبیه شدن توسط پدر را بهتر از تنبیه مادر می پذیرند. معمولا پدرها تسلط بیشتری دارند و کمتر با نافرمانی کودک روبه رو می شوند.

تبعیض بین فرزندان

کار ساده ای است که به یک فرزندمان بیش از بقیه محبت کنیم و یا حداقل به گونه ای رفتار نمایم که به نظر تبعیض آمیز برسد.

 برای مثال وقتی کودکی چند سال بعد از فرزند قبلی به دنیا آمده باشد و دوست داشتنی تر باشد ممکن است رفتار شما با او تبعیض آمیز به نظر برسد. گاهی این حالت بین مادر با فرزند پسر و پدر با فرزند دختر روی می دهد و فرزند سوم خانواده رفتاری عادی را تجربه می کند.

تبعیض خود را به راههای مختلف نشان میدهد. بعضی از آنها مهم به نظر نمیرسند اما در ذهن کودکان اثر بسیاری بر جا می گذارد. یک کودک نور چشمی ممکن است:

 * کمتر مورد مؤاخذه قرار بگیرد.

* اجازه انجام کارهای متنوع تری را داشته باشد.

* پاداش های بیشتری بگیرد مثلا پشت دوچرخه پدر سوار شود یا آب نبات بیشتری به او داده شود.

* وقتی به دلیل رفتارهای شیطنت آمیز دچار دردسر می شود از او دفاع شود.

* وقت و توجه بیشتری صرف او شود.

البته کودکان مختلف نیازهاي متفاوتی داشته اند و ممکن نیست رفتاری مشابه با آنها داشته باشیم اما باید مراقب باشید که رفتاری تبعیض آمیز با یکی از کودکان نداشته باشد. کودکان به سرعت متوجه چنین رفتارهایی می شوند و کودکی که احساس کند نادیده گرفته می شود اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد.

 خواهران و برادران

در سن چهار سالگی ارتباط با خواهر و برادر می تواند مشکل ساز باشد. کودک به اندازه کافی بزرگ شده است که مزاحم خواهر و برادر بزرگترش شود و می تواند نسبت به برادر و خواهر کوچکترش خودخواه، خشن و کم طاقت باشد. دعواها و درگیریهای فیزیکی بر سر اسباب بازی و دیگر وسایل متداول است و همیشه از اینکه رفتاری عادلانه نداشته اید شکایت می شود.

یک کودک پنج ساله معمولا با خواهر و برادر کوچکترش رفتار خوبی دارد. دخترها مخصوصا می توانند از اعضای کوچکتر خانواده مراقبت کرده و با آنها مهربان باشند و بیشتر کمک می کنند تا اینکه ریاست کنند. با این وجود یک کودک پنج ساله هنوز کوچکتر از آن است که بتواند مسئولیت خواهر یا برادر کوچکترش را بپذیرد. با اینکه در حضور یک بزرگتر ممکن است رفتاری مهربان داشته باشد اما اگر با خواهر یا برادر کوچکترش تنها بماند می تواند او را آزار بدهد. پنج ساله ها معمولا تعامل خوبی با خواهر و برادر بزرگترشان دارند و گاهی در بازی های خانگی نقش یک نوزاد را به عهده میگیرند.

رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی

طرد شدگی

 با اینکه این حالت به ندرت دیده می شود اما گاهی والدین نیازهای احساسی فرزند خود را نادیده میگیرند و این احساس می تواند از طریق انتقادها یا مقایسه های تبعیض آمیز با خواهر و برادرانش به او منتقل شود. پیامدهای نادیده گرفتن کودک از جانب والدین میتواند مشکلات جدی به همراه داشته باشد. نشانه های عدم امنیت در کودکی که احساس طرد شدن می کند به گونه زیر است:

* ترس یا کمرویی شدید

* گریه بیش از حد

* رفتارهای تهاجمی یا بدخلقی

* حسادت یا تلاش برای جلب توجه

* چسبیدن بیش از حد به مادر، مکیدن شست یا دست زدن به ناحیه تناسلی

*  شب ادراری یا مدفوع کردن در رختخواب

* تیک های جسمی

* کوبیدن سر به جایی

*  زورگویی، دزدی یا دروغگویی

* بی رحمی نسبت به حیوانات

تک فرزند

اگرچه تک فرزند بودن دارای مزایایی از قبیل عشق و توجه خیلی زیاد است اما مضراتی نیز دارد. درنبود کودکان همسن وسال تک فرزندان اغلب احساس تنهایی میکنند و از پیوستن به گروه خودداری می نمایند. تا زمانی که شما از این مسئله آگاه باشید راه هایی برای جبران این زیان وجود دارد.

مسئله مهم این است که از سنین پایین فرزندتان را با بچه های دیگر آشنا نمایید و او را تشویق کنید که دوستانش را به خانه بیاورد یا به خانه آنها برود و برنامه گردش بیرون از خانه با دوستانش داشته باشد.

 مسئله دیگر در رابطه با تک فرزندان گرایش والدین به مراقبت ها و حس مالکیت بیشتر به فرزند است که این موضوع هم برای والدین و هم برای فرزند خطرناک است. اگر به فرزندتان اجازه ماجراجویی ندهید و او را آزاد نگذارید تا چیزهای جدید را تجربه و کشف کند ممکن است در برخورد با افراد یا تجربیات جدید کم رو و محتاط باشد. در چنین مواقعی زمانی که فرزند مستقل می شود والدین بیشتر احساس خلاء و جدایی میکنند.

تک فرزندان نیز به اندازه دیگر کودکان به نظم و انضباط نیاز دارند. سعی کنید زیاد به او آسان نگیرید و کاری کنید که بفهمد نباید همیشه انتظار توجه کامل شما را داشته باشد.

رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی

دوست یابی

از زمانی که کودک چهار ساله می شود بیشتر تمایل دارد با دیگر کودکان بازیهای تخیلی و دو نفره انجام دهد. اعضای گروه او ممکن است مرتبا تغییر کنند و معمولا در این مرحله سنی علاقه خاصی به یکی از دوستانش ندارد. هر چند که دخترها بیش از پسرها تمایل به داشتن یک دوست نزدیک وصمیمی دارند. با اینکه شاید کودکان سر به سر بچه های جنس مخالف بگذارند و یکدیگر را آزار دهند اما معمولا در این سن جنسیت و نژاد معیار کودک برای انتخاب دوست نیستند.

از سن پنج سالگی کودکان بیشتر تمایل دارند که یک همبازی برای خود داشته باشند اما بازی های آنها لزوما دو نفره نیست. کودکان اغلب به موازات هم بازی می کنند یعنی هر دو در کنار یک میز می نشینند اما بازی های متفاوتی انجام میدهند. بیشتر مواقع کودکان هم جنس دو به دو گروه تشکیل می دهند اما حتی در این سن نیز جنسیت معیار اصلی انتخاب دوستان جدید نمیباشد.

با اینکه بازی گروهی معمولانیازمند همکاری کودکان با هم است اما از آنجایی که کودکان می توانند در ذهن خود بازیهایشان را طراحی کرده و ادامه بدهند به همین دلیل کمتر به گروه به شکل یک مجموعه واحد نگاه می کنند.

گروه های اجتماعی

 با اینکه کودکان از قالب های شخصیتی مشخصی پیروی نمیکنند معمولا ویژگی های مشترکی بین گروههای کودکان پیش دبستانی دیده میشود. ستاره گروه کودکی است که بیش از همه محبوب باشد. کودک طرد شده کسی است که کمتر از دیگران مورد توجه قرار بگیرد. کودک نادیده گرفته شده کسی است که دیگر کودکان احساس چندانی نسبت به او ندارند و با اینکه هیچ دشمنی ندارد در عین حال از داشتن دوست نیز بی بهره است. دوست های صمیمی نیز کسانی هستند که اغلب سعی دارند در کنار هم باشند.

مشکلی که کودکان طرد شده با آن روبه رو می شوند کاملا آشکار است و معمولا به سرعت توسط کارکنان مهدکودک تشخیص داده می شود. اما کودکانی که در گروه نادیده گرفته می شوند ممکن است از نوعی انزوای اجتماعی رنج ببرند که کمتر به چشم می آید اما به همان اندازه مخرب و آسیب زننده است. کودکان منزوی معمولا کودکانی آرام و محجوب هستند و به راحتی در فضای گروه گم می شوند.

کودکان تنها

انزوا در سال های اولیه زندگی می تواند تأثیرات منفی درازمدتی روی شخصیت فرد داشته باشد. پژوهشهای انجام شده نشان داده است که کودکانی که در تعامل با همسالان خود با مشکل مواجه می شوند نه تنها در سالهای پیش دبستانی که در ادامه زندگی نیز بیش از کودکان اجتماعی با آشفتگیهای احساسی مواجه می شوند و حتی تا جایی که بیش از دیگر نوجوانان و بزرگسالان به خودکشی روی می آورند. یک کودک تنها معمولا به بزهکاری و شرارت بیشتر تمایل پیدا میکند و به همین دلیل تلاش برای کمک به کودکان تنها ارزش بسیاری دارد.

برای کمک به این کودکان سنین پیش دبستانی بهتر از سنین بعدی و دوران بزرگسالی است و اغلب در این سنین کودک بهتر به یادگیری مهارتهای اجتماعی جدید پاسخ میدهد. اولین علائم انزوای کودک معمولا در ابتدای دوره مهد کودک ظاهر می شود. یعنی زمانی که بقیه کودکان دو تا دو تا با هم جور می شوند یا گروههایی را تشکیل می دهند و این کودک تنها می ماند.

وقتی از کودکان بخواهیم که یک هم بازی برای خود پیدا کنند معمولا کودک منزوی آخرین فرد گروه است که تنها و بدون همبازی می ماند و اگر از آنان بخواهید که به صف بایستند کودک خود را در انتهای صف خواهد دید اگر فکر می کنید که فرزند شما در جمع نادیده گرفته شده است مسئله مهم این است که گام هایی را برای کمک به رشد اجتماعی او بردارید. خوشبختانه در صورتی که شما و مربی مهد به کودک کمک کنید، کودکان پیش دبستانی به آسانی مهارت های اجتماعی را می آموزند.

رفتارهای اجتماعی
رفتارهای اجتماعی

چگونه می توان به این کودکان کمک کرد ؟

اگر فرزند شما مهارتهای اجتماعی ضعیفی دارد شما یا مربی مهد کودک می توانید از راههای گوناگونی به او کمک کنید. برای مثال می توانید کودک را به چیزی یا کسی که محبوبیت او را افزایش می دهد مرتبط کنید و یا مسئولیتی به او بدهید که اعتماد به نفسش را تقویت کند.

جفت های متضاد :

 در این حالت یک کودک منزوی را با یک کودک اجتماعی و معاشرتی جفت می کنند، در کمتر از سه هفته این همراهی به نحو قابل توجهی پذیرش اجتماعی کودک نادیده گرفته شده را در نزد دیگر کودکان بیشتر خواهد کرد.

همراهی با کوچکترها:

 جفت کردن کودکی که مهارت های اجتماعی ضعیفی دارد با کودکی کوچکتر از خودش می تواند راه دیگری برای بهبود موقعیت اجتماعی وی باشد. پژوهشی که در سال ۱۹۸۰ انجام شده نشان می دهد که وقتی کودکان ۴ تا ۵ ساله طرد شده با کودکان کوچکتر از خود بازی کنند محبوبیت آنان حداقل تا ۵۰ درصد افزایش پیدا می کند. همبازی شدن با کوچکترها برای کودکان طرد شده تجربیات اجتماعی مثبتی همراه خواهد داشت که به رشد اعتماد به نفس و خودباوری این کودکان کمک می کند.

فعالیت های گروهی:

گرچه تشکیل گروه های کوچک در درون گروههای بزرگ می تواند برای کودکان مشکل ساز باشد اما در صورتی که به کودک اجازه داده شود با برخی دوستان مورد علاقه اش گروه کوچکی داشته باشد انگیزه او برای گسترده تر کردن حوزه دوستانش بیشتر خواهد شد. فعالیتهای گروهی احساس امنیت و اعتماد به نفس در تمامی روابط اجتماعی را به کودک می دهد.

گروههای کوچک:

 گاهی به اشتباه چنین فرض می شود که یک کودک غیر اجتماعی با احاطه شدن در میان یک گروه بزرگ می تواند روابط اجتماعی بهتری پیدا کند. در حقیقت گروه های کوچک معمولا ایجاد روابط دوستانه را برای کودک آسانتر می کند زیرا در یک گروه بزرگ کودک غیراجتماعی همچنان در حاشیه باقی می ماند اما در یک گروه کوچک نمی تواند نادیده گرفته شود. مربی مهدکودک می تواند کودک غیر اجتماعی را در گروه کوچک شامل ۳ تا ۴ کودک جای بدهد و به تدریج اندازه گروه را بزرگتر کند.

مسئولیت های خاص :

ایجاد نقش های تعریف شده مانند دادن مسئولیت های خاص به آنها و مطرح کردن آنان در بین جمع می تواند تأثیر بسیار خوبی روی کودکان در سنین مهدکودک داشته باشد. این وظایف می تواند شامل توزیع شیر بین هم کلاسیها یا مرتب کردن کلاس باشد. کودکان غیر اجتماعی معمولا از این روش به اندازه دیگر کودکان بهره میبرند.

No votes yet.
Please wait...

درج نظر