مجله ماشین

با بیماری ایسکمیک قلبي بیشتر آشنا شویم

بیماری ایسکمیک قلبي

بیماری ایسکمی قلبی که به بیماری عروق کرونر قلب یا بیماری قلبی کرونر و یا آنچه که نزد عموم شهرت دارد به حمله قلبی نیز شهرت دارد، در قسمت عمده ای از طول قرن بیستم، دلیل اول مرگ ناشی از بیماری های قلب و عروق در اروپای شمالی و غربی، ایالات متحده آمریکا و کانادا بوده است. انتظار می رود که این بیماری در قرن بیست و یکم به دلیل عمده مرگ ناشی از بیماری های قلبی در سایر نقاط دنیا تبدیل شود. اگر چه بیماری ایسکمی قلبی یک بیماری واگیردار نیست ولی انتشار آن، هم گام با تغییر مسایل فرهنگی، حالتی همه گیر به خود گرفته است.

آترواسکلروز زمینه ساز اصلی فرایندی است که منجر به بیماری ایسکمی قلبی، شامل انفارکتوس عضله قلب (حمله قلبی)، مرگ ناگهانی کرونری، آنژین پکتوریس، سکته مغزی (انفارکتوس مغزی – عروقی و یا خونریزی مغزی) و بیماری عروق محیطی می گردد. آترواسکلروز به علت رسوب چربی در سطح داخلی عروق حساس ایجاد می شود؛ رسوب چربی به صورت پلاک های بزرگ و سخت در آمده و در نتیجه مجرای داخلی سرخرگها را تنگ می کند. وقتی این حالت در عروق باریک کرونر قلب اتفاق می افتد مجاری عروقی باریک شده و به سادگی با لخته های خون (ترومبی) و یا ذرات دیگری که ممکن است در جریان خون قرار گرفته باشند (آمبولی مسدود شده و خون به عضله قلب نمی رسد )ایسکمی).

نرسیدن اکسیژن به عضله قلب درد شدید قفسه سینه حمله قلبی (انفارکتوس حاد عضله قلب) و مرگ سلول های عضله قلب را باعث شده و در صورتی که قلب قادر به رساندن خون کافی به بدن نباشد، بیمار جان خود را از دست خواهد داد. در حدود ۲۵ درصد از حمله های اولیه قلبی کشنده است. زنده ماندن بقیه بیماران مبتلا به سکته قلبی بستگی به مقدار سلولهای از بین رفته قلب و سرعت، کفایت و استمرار درمانهای بعدی دارد. دانش مراقبت از موارد حاد و اقداماتی که برای توانبخشی بیمار بعد از انفارکتوس قلبی می توان انجام داد به شکل بسیار قابل توجهی پیشرفت کرده و اغلب این نوع بیماران می توانند مجددا به زندگی خود ادامه دهند.

صعود و سقوط همه گیری ایسکمی قلبی (۱۹۳۰ و ۱۹۷۰ به ترتیب( در کشورهای صنعتی این امکان را برای سایر کشورهای دنیا به وجود آورده است که بتوانند با کاهش عوامل خطر ایجاد کننده آترواسکلروز قلبی، از بروز همه گیری آن در داخل مرزهای خود جلوگیری کرده و حتی کاهش موارد آن را سرعت بخشند. این کشورها باید اکنون با اجرای برنامه های اولیه پیشگیری، قبل از آن که همه گیری بیماری به اوج خود برسد، آن را تحت کنترل در آورند.

– عوامل خطر:

۱) شیوه زندگی نشسته (کم تحرک): فقدان حرکات ورزشی در کشورهای صنعتی بیش از هر عامل خطر دیگری در ایجاد بیماری ایسکمی قلبی نقش داشته است. بیشتر مردم نشستن را بر انجام کارها و رفتارهای مخاطره آمیز فیزیکی ترجیح می دهند. افراد جامعه، با خودکار شدن هر چه بیشتر مزارع کشاورزی و کارخانه ها، به شکلی غیر طبیعی از تولید بیشتری بهره مند شده اند. اغلب مردم از این بی تحرکی استقبال کرده اند و هیچ گونه فعالیت فیزیکی، حتی یک ساعت ورزش روزانه را، جایگزین کارهای بدنی که پیش از این می کردند و قلب، ریه ها و اعضای بدن آنها به حرکت واداشته می شد، ننموده اند. بسیاری از ما با صندلی نشینی خریدار خطر حمله قلبی شده ایم و از حقیقت سرعت حمله بیماریهای قلبی غافل گشته ایم. شیوه زندگی نشسته، در هر مرحله ای از عمر، یک عامل خطر مهم است.

۲) فشار خون بالا: ظاهرة فشار خون بالا به دیواره سرخرگ ها، به خصوص در پیچ و خم های آنها، به پوشش درونی رگ آسیب رسانده و آترواسکروز عروقی را سبب می شود. علاوه بر این، فشار خون بالا خطر پاره شدگی رگ و یا آنوریسم را در پی دارد. فشار خون بالا عامل خطر اختلالات بسیار زیادی است. این عارضه، عامل خطر ابتلای به بیماریهای قلبی در تمام گروه های سنی می باشد. .

۳) سیگار کشیدن: این عمل را می توان یک مهاجم چهار خطره نامید. سیگار کشیدن نیکوتین را وارد گردش خون کرده، باعث تحریک لایه های داخلی رگها و اضافه شدن پلاک های آنها می گردد؛ مونواکسید کربن را وارد گردش خون کرده و در نتیجه از توانایی رساندن اکسیژن به بدن به وسیله گلبول های قرمز می کاهد؛ مواد سرطان زا را از طریق ریه ها و گردش خون به تمام اندام های بدن می رساند. این عمل به عروق کوچک خونی دست و پا آسیب رسانده باعث بیماری عروق خونی محیطی شده و یا بیماری های موجود آنها را شدت می بخشد؛ و سرانجام، مطالعات اولتراسوند در فنلاند نشان داده که سیگار کشیدن به طور مشخصی ضایعات کوچک درون رگی خاص خود را ایجاد می کند (علاوه بر پلاک های اسکلروزی) و می توان این ضایعات را در عروق کاروتید تشخیص داد. در صورت تأمین وسایل تشخیصی بهتر ممکن است وجود این نوع ضایعات عروقی را در عروق سایر اندام های بدن نیز تشخیص داد.

4) چربی هایی که دارای وزن مخصوص کم هستند. تحقیقات در زمینه وجود چربی های خون از حد تعیین مقدار کلسترول گذشته و به مرحله تعیین انواع مختلف کلسترول، انواع مختلف لیپوپروتئین های حامل کلسترول و واکنش های بیوشیمیایی متعدد در این زمینه، رسیده است. ولی نتیجه تمام این تحقیقات در زمینه پیشگیری از بیماری های قلبی در رابطه با چربی ها، کم و بیش تغییر نکرده است، به این عنوان که: باید مصرف گوشت، لبنیات، و یا هر نوع غذای غنی از چربی های منجمد در درجه حرارت عادی اطاق را محدود نمود (مصرف چربی های مایع در حال متعادل بهتر است)؛ باید برای سوزاندن کالری و کمک به تبدیل کلسترول مضر برای بان و با وزن مخصوص کم به کلسترول با وزن مخصوص زیاد، به انجام حرکات ورزشی منظم پرداخت؛ از اضافه شدن وزن بدن باید پرهیز کرد. وزن اضافی چربی اضافی است که وارد گردش خون شده و در جدار داخلی عروق رسوب می کند.

۵) بیماری قند بیماری قند یکی از عوامل خطر مهم برای ابتلای به بیماری ایسکمی قلبی و تمام انواع آترواسکلروز است. مهم این بیماری در مرگ ناشی از بیماری های قلب و عروق در هر جامعه ای در ارتباط با میزان شیوع بیماری در آن جامعه و چگونگی برنامه های کنترل میزان قند در بیماران مبتلا می باشد

6) چاقی مفرط: اضافه وزن نامتعارف بدن منادی و زمینه ساز بسیاری از عوامل خطر گفته شده در بالا است. این حالت افزایش فشار خون را سبب شده، و مقدار چربی های سرم که وزن مخصوص کم دارند را بالا می برد. فرد چاق زمین گیر شده و از شیوه زندگی نشسته خود جدا نمی شود. چاقی مفرط توأم با ابتلا به بیماری قند بالغين است. بعضی از افراد چاق اظهار می دارند که ترک سیگار آنها را چاق تر می کند و به همین دلیل سیگار کشیدن را نیز ترک نمی کند. می توان با چاقی مفرط مبارزه کرده و بر آن غلبه نمود و در ضمن کشیدن سیگار را هم قطع کرد.

۷) عوامل روانی و رفتاری : به غیر از عوامل خطر گفته شده در بالا، نقش احساسات و رفتار در ایجاد بیماری ایسکمی و انسداد عروق کرونر قلب، به عنوان یک عامل خلی مورد بحث است. تحقیق در این زمینه بسیار مشکل بوده و به همین دلیل نمبر نتایج بسیاری از مطالعات انجام شده با هم هم خوانی ندارند. ولی مطالعات بزرگ انجام شده در طول ۳۵ سال گذشته شواهد و نتایجی را آشکار کرده است:

  • اضطراب و رنجور خویی (neuroticism) به نظر می رسد که این حالت بیشتر در ارتباط با آنژین پکتوریس بوده و اغلب به آنفارکتوس قلبی می انجامد.
  • افسردگی این حالت روانی یک عامل خطر بسیار قوی برای بهبودی ناقص از – بیماری ایسکمی قلبی بوده و مرگ این نوع بیماران و افراد مبتلا به بیماری های دیگر را باعست می گردد. علاوه بر این، افسردگی در ارتباط با ایجاد . آترواسکلروز پیشرونده در بیماران غیرقلبی بوده و سایر تغییرات مرضی را نیز سبب می گردد.
  • پرخاشگری و تهاجم: براساس مطالعات انجام شده در سال های دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ این حالات روانی توأم با بیماری ایسکمی قلبی می باشد. الگوی رفتاری تیپ A که به طور مکرر باعث تحریک اعصاب خودکار می شود، تندخویی را نیز در خود دارد. این تحریک عصبی سبب افزایش جزیی و حاد فشار خون شده و علاوه بر این باعث ترشح زیاد نورآدرنالین می شود که این ماده خود، تحریک کننده غشاء داخلی سرخرگ ها بوده و حساسیت این بافت ها را برای تشکیل پلاک های آترواسکلروزی افزایش می دهد.
  • اختلالات خوابی مزمن وجود این نوع مشکلات نیز در ایجاد حمله های قلبی مؤثر دانسته شده است. استمرار نشانه هایی از قبیل به سختی به خواب رفتن، در طول شب مکرر بیدار شدن، صبح بسیار زود بیدار شدن و به خواب نرفتن مجدد، بعد از خوابیدن در حد معمول و همیشگی خسته و کوفته از خواب برخاستن، خطر ابتلای به بیماری ایسکمی قلبی را افزایش میدهد. بی خوابی های طولانی می تواند تأثیر منفی زیادی بر سلامتی انسان از جمله افزایش میزان مرگ داشته باشد.
  • بعضی از شرایط شغلی: بعضی از مشاغل احتیاج به کار و نیروی زیادی داشته و فرصت استراحت و تأمین نیروی مجدد را به کارگر نمی دهد. به عنوان مثال کارگرانی که در خط تولید و مونتاژ هستند باید با سرعت مشخصی کار کنند و در چنین شرایطی فشارهای روانی بیش از فشارهای بدنی در ایجاد بیماری ها مداخله می کند.
  • عادت و رفتاری که فعالیت شدید و مستمری را سبب می گردد. به نظر می رسد که این جنب و جوش شدید و مداوم نیز افراد را در خطر زیاد ابتلای به ایسکمی قلبی قرار می دهد. این شیوه رفتار، معرف افراد خاصی است که همیشه در راه هستند، همواره عجله دارنا۔، در رقابت زندگی می کنند، حالت تهاجمی دارند، و اصولا نمی توانند استراحت کنند، و به الگوی رفتاری A شهرت دارند. تحقیقات انجام شده ارتباط بین عصبانیت های مزمن گذشته این نوع افراد و ایجاد بیماری ایسکمی قلبی و همچنین جریاناتی که منجر به ایجاد بیماری آنها شده را نشان داده است. خطر قرار گرفتن در الگوی A به عنوان یک عامل ایجاد بیماری ایسکمی قلبی در بعضی از کشورهای صنعتی پیشرفته کاهش پیدا کرده است ولی هنوز در بسیاری از کشورهایی که در حال تحول اقتصادی هستند ایسکمی قلبی نسزد افرادی که در طبقه بالاتر اجتماعی – اقتصادی قرار گرفته اند شایع تر از سایر مردمی است که تحصیلات و مشاغل پایین تری دارند.

8) شرایط اقتصادی – اجتماعی: نگاهی به تاریخچه صعود و نزول همه گیری های بیماری ایسکمی قلبی نشان می دهد که شیوع بیماری از طبقات بالای جامعه شروع شده و بعد از چند دهه تغییر جهت داده و طبقات پایین تر جامعه را مبتلا می کند. به نظر می رسد که طبقات پایین تر جامعه با تقلید از شیوه زندگی طبقات مرفه و کسب عادت های آنها در کشیدن سیگار و خوردن غذاهای چرب تر به زندگی نشسته تمایل پیدا می کنند. اختراعات و ابداعات از جوامع بیشتر تحصیل کرده و گروه های مرفه تر شروع می شود، می توان گفت که مواجهه با عوامل خطر از یک سو، و به کارگیری عوامل بازدارنده از ابتلای به بیماری، از سوی دیگر، نیز از همین روند تبعیت می کند. بنابراین، رعایت رفتار بهداشتی برای پیشگیری از بیماری نیز از طبقات مرفه اقتصادی – اجتماعی شروع می گردد. این رفتار اجتماعی افراد طبقات متوسط و پایین تر اقتصادی – اجتماعی که در مواجهه با عوامل خطر قرار می گیرند ولی نمی توانند از تحولات بهداشتی استفاده کنند، بیشتر در معرض خطر قرار می دهد. اصلاح این پدیده جهانی در اختیار کارشناسان مسایل بهداشتی نیست ولی می توان از این اطلاعات برای تعیین گروه هایی که در معرض خطر بیشتر قرار دارند و فراهم کردن امکان دسترسی آنها به خدمات پیشگیری اولیه استفاده کرد.

۹) سن میزان های بیماری ایسکمی قلبی و سایر بیماری های مزمن با افزایش سن بالا می رود. طبیعی است که نمی توان به طور مستقیم تغییری در این عامل خطر ایجاد نمود ولی اگر عوامل خطر قابل تغییر در روزگاران قبل از پیری مورد توجه قرار گرفته باشند سن بالا می تواند یک عامل مهم در ایجاد این بیماری نباشد. سال های زندگی به اندازه شرایط جسمی و رفتاری انسان، گویای وضع سلامتی او نیست. سن انسان تعیین کننده کیفیت و کمیت سال های آینده عمر نیست، بلکه این شیوه زندگی سالم و ایمن است که تعیین کننده است.

– عوامل پیشگیری کننده:

به طور خلاصه، حذف عوامل خطری که در بالا به آنها اشاره شد بهترین وسیله برای کنترل بیماری ایسکمی قلبی و هزینه های آن در سطح جامعه و فرد است. مردم می توانند فعالیت بدنی خود را افزایش دهند، سیگار نکشند، از رژیم غذایی سالم تری استفاده کنند، اضافه وزن نداشته باشند، فشار خون خود را تنظیم کنند، و روش هایی را برای گریز از فشارهای عصبی پیدا کنند. این شش اقدام، مستقل کار نکرده و هر یک دیگری را تقویت می کند.

گفته شده سن نزد زنان تا قبل از شروع یائسگی نیز از عوامل پیشگیری کننده است. میزان بروز بیماری ایسکمی قلبی نزد زنان بعد از شروع یائسگی ناگهان بالا رفته و تقریبا معادل میزان بیماری یک دهه قبل مردان می گردد. بیماری ایسکمی قلبی در کشورهای پیشرفته صنعتی بعد از سن 55 سالگی نزد زنان اولین دلیل اختصاصی مرگ است. در کشورهای در حال توسعه و در حال تغییر اقتصادی، سکته های مغزی و سرطان ها دلیل اولیه مرگ زنان تا سن 65 سالگی است.

مطالعات بین المللی لانگفورد و بلوفاکس (۱۹۸۷) نشان داده است که کاهش مصرف پروتئین های حیوانی و افزایش مصرف مواد گیاهی (به خصوص دانه سویا) مقدار کلسترول با وزن مخصوص کم را در سرم پایین می آورد. سایر بقولات (از خانواده نخود، لپه و غیره) نیز می تواند پیشگیری کننده باشد.

logo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *